PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مصاحبه با مریم امیر جلالی


TehranSat
02-26-08, 08:58 AM
مصاحبه با مریم امیر جلالی

دیگر به هیچ عنوان حاضر به قبول اين پيشنهاد بازی در طنز ۹۰ قسمتی نخواهم شد.


http://www.farspic.com/files/wg64dj5b9w7mqk89qi8z.jpg


بازيگري را با «زير گنبد كبود» بهمن زرين‌پور در سال 1373 آغاز كرد. اما حضور جدي او در عرصه بازيگري بعد از سريال «خودرو تهران 11» مرضيه برومند بود. در فيلم «دم صبح» حميد رحمانيان، بدون گفتن ديالوگي، توانايي خود را در هنر بازيگري به نمايش گذاشت و در فيلم‌هاي «مهمان» و «نصف مال من، نصف مال تو» نيز حضور موفقي داشت. در تلويزيون بعد از «كارآگاه شمسي»، «پشت كنكوري‌ها» و «خاله‌جون كوكب و غنچه» با رضا عطاران در مجموعه «خانه‌ بدوش»، «متهم گريخت» و مجموعه نوروزي «ترش و شيرين» همكاري كرد و حالا مدتي است در نقش شكوه «چارخونه» سروش صحت هر شب مهمان خانه‌هاي ما است. آنچه پيش‌رو داريد، گفت‌وگوي صميمانه‌اي است كه به مناسبت فرا رسيدن روز خانواده با اين بازيگر مردمي داشتيم.

روز اول كه براي كار دعوت شديد چه تصويري از شكوه برايتان ترسيم كردند و چقدر با تصويري كه امروز از اين كاراكتر مي‌بينيم، منطبق است؟
در كار 90 شبي هيچ وقت تكس آماده نيست كه بدهند به من بخوانم و در آخر نتيجه را اعلام كنم و تنها توضيحي كه روز اول، وقتي براي اولين‌بار به لوكيشن چارخونه آمدم، به من دادند اين بود كه شكوه جمالي يك زن مقتدر و ثروتمند است و صاحب يك آپارتمان و همچنين اداره‌كننده اصلي چند خانواده. همه حرف او را قبول دارند و... از آنجايي كه ديگر رغبت به بازي در نقش زني در سختي مالي و مشكلات اقتصادي را نداشتم، پذيرفتم.ديگر اينكه دوست داشتم در اولين فعاليت كارگرداني سروش صحت حضور داشته باشم و به‌خاطر سروش صحت اين كار را قبول كردم. اما در آن زمان فقط جنبه‌هاي مثبت شخصيت شكوه را برايم بازگو كردند و نگفتند كه شكوه در آن واحد كه مقتدر است، عصبي نيز هست و من بايد در اين نقش زياد داد و فرياد كنم. اما به‌طور كل ناراضي نيستم و اين به‌خاطر مردم است، چون وقتي آنها به نقش و شخص مريم اميرجلالي علاقه دارند، طبعاً روحيه مي‌گيرم و بهتر كار مي‌كنم.
اگر خودتان بخواهيد اين نقش را بنويسيد، با توجه به جايگاهش در داستان و مختصاتي كه در اين خانواده با درجه طنز دارد، چگونه آن را در ذهن خود پرورش مي‌دهيد؟
اين از آن سوال‌هاي خبرنگاري است، من اگر نويسنده بودم كه بازيگر نمي‌شدم (با خنده) من تا به حال در نوشتن نقش‌هايي كه برايم در نظر گرفته مي‌شود، نظر نداده‌ام و متاسفم كه هنوز اندر خم يك كوچه‌ام... هيچ‌وقت پيش نيامده كه نظر مرا به عنوان ايفاگر آن نقش بپرسند ولي اگر به فرض مي‌توانستم نقش شكوه را خودم بنويسم، دوست داشتم آن اقتداري كه در حال حاضر در وجودش است را بدون هيچ تغييري در متن سناريو بياورم. فقط از ميزان عصبانيت‌هاي شكوه و داد و فريادهايي كه براي بر زبان آوردن حرف‌هايش استفاده مي‌كند، كمتر كنم. رابطه‌اش را با خانواده صميمي‌تر مي‌نويسم و در تشريح ارتباطش با فرزندان فرقي نمي‌گذارم چون يك مادر تمام فرزندانش را به يك اندازه دوست دارد. مسأله فرق‌گذاري در بين فرزندان شكوه كار غلطي است كه من به شخصه اصلا از اين خصوصيت كه براي نقش شكوه در نظر گرفته‌اند راضي نيستم چون باعث بدآموزي‌هايي در سطح جامعه مي‌شود. متاسفانه در حال حاضر مي‌بينم كه در بعضي از خانواده‌ها چنين مسأله‌اي وجود دارد. شكوه بين دو دخترش (رعنا و پرستو) تفاوت‌هايي قائل مي‌شود كه من فكر مي‌كنم فرزندان هرچقدر با هم متفاوت باشند اما براي مادر يكي هستند و به اين مسأله در اين شخصيت خوب پرداخته نشده است.
شنيدم بارها پيش آمده كه ديالوگي را حذف مي‌كنيد و ترجيح مي‌دهيد بداهه كار كنيد. اين موارد چه مواقعي پيش مي‌آيد؟
بداهه كار مي‌كنم چون با اين بداهه زندگي مي‌كنم. به‌خاطر اينكه طبيعي‌تر و زيباتر است و بهتر در دل بيننده جا پيدا مي‌كند. تا اينكه من بخواهم از روي يك متن يا يك كتاب چيزي را بخوانم و به عنوان ديالوگ از آن استفاده كنم. مورد بعدي اينكه بارها پيش آمده متني به من داده‌اند كه طبق آن بايد با همسرم يا با بقيه بد حرف بزنم يا توهيني كنم. از آنجايي كه ما در جامعه الگو هستيم، تا آنجا كه برايمان مقدور است سعي مي‌كنيم از اين ديالوگ‌ها استفاده نكنيم. حتي در آثار طنز هم بايد در استفاده از ديالوگ‌ها ادب و نزاكت را رعايت كنيم.
در طنزهاي روتين هر شبه معمولا نقش‌ها در حد تيپ هستند و شخصيت‌پردازي آنچناني ندارند. در مورد نقش شكوه اين امكان چقدر از طرف نويسنده‌ها براي شما فراهم بود كه بتوانيد او را بشناسيد و كاملا دركش كنيد؟
شكوه نقشي نبوده كه از شخصيت خود امير جلالي دور باشد. فكر مي‌كنم اين جنس نقش از «خانه‌بدوش» تا به حال براي من در نظر گرفته شده و من دائما در حال تجربه همين شخصيت هستم. يعني نويسنده‌هاي ما فكر مي‌كنند وقتي مريم اميرجلالي به يك پروژه دعوت مي‌شود بايد براي نقش او عصبانيت را در نظر بگيرند و حتما اميرجلالي بايد يك زن پرخاشگر باشد. به اين فكر نمي‌كنند كه مي‌توانم نقش يك زن صبور و آرام را بازي كنم. نمونه‌اش بازي من در سريال «نوعروس» كه نقش يك زن محضردار را در يك خانواده آرام و آبرودار بازي كردم. زني صبور بدون هيچ داد و فريادي.
چقدر جنبه‌هاي آموزشي اين شخصيت برايتان مهم است؟
همان‌طور كه گفتم ما براي مردم الگو هستيم آنچه كه ما نشان مي‌دهيم از روابط زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان بايد خيلي محترمانه و درست باشد. به شخصه به اين مسائل خيلي اهميت مي‌دهم. اما ما شاهد هستيم كه در بعضي از سريال‌ها اين حد و حدود در نظر گرفته نمي‌شود مثل سريال «متهم گريخت» كه داماد خانواده به راحتي پدرزن را مسخره مي‌كرد و من مخالف اين مساله بودم. حتي در خانواده‌هايي كه پايين شهر ساكن هستند و وضعيت مالي مساعدي هم ندارند مي‌بينيم كه به اصالت خانواده و بحث احترام به بزرگ‌تر خيلي پايبند هستند.
به عنوان يك مخاطب فكر مي‌كنيد چقدر براي مردم خوشايند است كه وقتي شب‌هنگام خسته از كار روزانه پاي تلويزيون مي‌نشينند، در يك فضاي آپارتماني مرتبا سر و صدا و بعضا رفتارهاي پرخاشگرانه‌اي ببينند و...
وقتي من برخورد مردم را با خودم و با نقش شكوه ببينم،‌وقتي مي‌گويند: «خانم اميرجلالي شما در سريال بمانيد و بازي كنيد، با گرفتن اين بازخورد ديگر اصلا برايم مهم نيست كه سناريو چه باشد، شايد اگر اين ابراز محبت مردم نبود،‌تا حالا نمي‌توانستم ادامه دهم، مدتي پيش سفري داشتم به استان همدان. مردم خونگرم اين شهر خيلي به بنده لطف داشتند. زماني كه مجري برنامه اسم من را براي رفتن روي صحنه اعلام كرد نمي‌دانيد چطور اين مردم محبت خودشان را ابراز مي‌كردند. من چطور مي‌توانم اين عشق مردم را ناديده بگيرم؟ گاه در اماكن عمومي به مردم مي‌گويم شما از داد و فرياد كشيدن من خسته نمي‌شويد و آنها با علاقه خاصي مي‌گويند: «خانم اميرجلالي ما عاشق جيغ و داد شما هستيم.» خيلي‌ها من را تشبيه به افراد خانواده و فاميل خود مي‌كنند. به‌طوري كه گاهي فكر مي‌كنم به‌خاطر نوع بازي‌ام با همه مردم فاميل هستم. اين انرژي مثبت باعث جذب مردم نسبت به من و من نسبت به مردم مي‌شود. البته اين مساله حمل بر خودستايي نشود. زماني كه برخورد مردم را با خود مي‌بينم،‌نتيجه مي‌گيرم كه در كارم موفق هستم و اين به من انرژي مي‌دهد. شايد باور نكنيد! اما خيلي‌ها به من مي‌گويند اگر ما مجموعه طنز نود شبه «چارخونه» را تماشا مي‌كنيم به‌خاطر بازي خوب شماست كه فكر مي‌كنم با اين توصيف كمتر مردم به آنچه گفتيد توجه داشته باشند و بيشترين توجه به بازي من و نحوه ارائه آن است.
در فيلم «دم صبح» شما را در نقطه‌اي مقابل نقش‌هاي طنزتان ديديم، (مادري كه قرار است پسرش را اعدام كنند) با توانايي‌هايي كه در اين فيلم از شما ديديم، به نظر مي‌رسيد از اين پس بيشتر در آثار ملودرام شما را ببينيم، اما...
متاسفانه اين رويه جريان دارد كه نقش اول بازيگر هر چه كه باشد مرتبا شبيه همان پيشنهاد مي‌شود چون من اولين كارم طنز بود و اين مساله جا افتاده كه اميرجلالي فقط در حيطه طنز توانايي دارد غافل از اينكه اميرجلالي توانايي‌هاي ديگري نيز دارد كه تا به امروز از آن بهره‌اي برده نشده، ولي من چون آدمي جدي هستم ملودرام را خيلي دوست دارم. در فيلم «دم صبح» تلاش زيادي كردم كه استعداد واقعي خودم را نشان دهم و موفق هم شدم اما متاسفانه اين فيلم تا به امروز تنها كار ملودرام من بوده است.
از روزي كه بعد از سريال «تهران 11» به طور جدي وارد عرصه بازيگري شديد تا به امروز، اين مسيري كه جلو آمديد را در خلوت خودتان چطور بررسي مي‌كنيد؟
در سريال «تهران 11» من يك اپيزود بيشتر بازي نكردم و زياد شناخته نشدم، اما دقيقا بعد از تهران 11 و سريال «هتل» به طور جدي وارد عرصه بازيگري شدم، ولي مردم از سريال «خانه بدوش» به بعد با من آشنايي پيدا كردند و هنوز هم من را به عنوان بازيگر «خانه بدوش» مي‌شناسند وگاهي به من مي‌گويند هنوز بازي شما در «خانه بدوش» را ما فراموش نكرده‌ايم. خود من هم «خانه بدوش» را در بين تمام نقش‌هاي طنزي كه داشته‌ام خيلي بيشتر دوست دارم. در مجموع از آثار طنزي كه با آقاي رضا عطاران همكاري داشته‌ام راضي هستم.
تا به حال شده در مورد نقشی تحقیق داشته باشید؟
اين معمولا تخصص افرادي است كه حرفه اصلي آنها بازيگري باشد و من چون تخصص ديگري داشتم و حرفه اصلي من حسابداري بوده، شايد دوست داشتم چند كتاب با موضوع حسابداري را بخوانم تا اطلاعاتم در زمينه تخصصي‌ام بيشتر شود، اما در زمينه بازيگري با مطالعه وارد نشدم و بيشتر از استعداد دروني كه داشته‌ام براي فعاليت بازيگري استفاده كردم و هيچ توقع خاصي هم در اين زمينه از خودم ندارم، تا همين حد كه هستم راضي و قانع‌ام.
چرا در سينماي كمدي ايران خيلي فعال ظاهر نشديد، طي اين مدتي كه پروژه چارخونه را بازي كرديد آيا پيشنهادي براي سينما هم داشتيد؟
در حال حاضر كسي به نوع بازي خوب يك بازيگر طنز توجه زيادي نمي‌كند. تا براساس بازي خوب او براي پروژه‌هاي سينمايي استفاده شود، در حال حاضر همه چيز براساس رابطه است نه ضابطه و از آنجايي كه من آنچنان رابطه‌هايي ندارم پس در نتيجه پيشنهادهايي هم كه در اين زمينه دارم بسيار محدود است و كم.
خودتان كدام‌يك را مي‌پسنديد، طنز تلويزيوني يا سينمايی؟
تلويزيون مردمي‌تر است. خيلي از مردم به خاطر مسائل مالي نمي‌توانند به سينما بروند و يك فيلم كمدي را ببينند، خانواده‌اي كه داراي 4 يا 5 فرزند است، توانايي پرداخت هزينه بليت سينما را ندارد و من فكر مي‌كنم مردم با تلويزيون در اين زمينه بيشتر رابطه برقرار كرده‌اند. از طرفي در تلويزيون به حيطه طنز بيشتر توجه شده و مردم با علاقه سريال‌هاي تلويزيوني را دنبال مي‌كنند و در اين مدت بارها شده كه به من گفته‌اند ما به طنز چارخونه عادت كرده‌ايم. حيف مي‌شود كه اين سريال طنز تمام شود. خب اين نشانگر ميزان علاقه مردم به تلويزيون و سريال‌هاي طنز است.
در زمينه تئاتر تا به حال تجربه‌اي داشته‌ايد؟
نه، بعد از سريال «خانه بدوش» از طرف بهرام بيضايي دعوت به كار تئاتر شدم كه در همان زمان به ايشان گفتم علاقه‌اي به تئاتر و فعاليت در اين زمينه ندارم. چون فعاليت در زمينه تئاتر بسيار سخت است و بازي در عرصه سينما و تلويزيون خيلي فرق مي‌كند، به همين دليل تا به حال تجربه اين عرصه را نداشته‌ام.
اگر باز بازي در طنز 90 قسمتي پيشنهاد شود، قبول مي‌كنيد؟
مطمئن باشيد به هيچ عنوان حاضر به قبول اين پيشنهاد نخواهم شد.