masoud
12-28-07, 03:56 PM
فرق «قطبى» با «پروين» چيست؟
بين راكد گذاشتن سرمايه و فنا كردن آن تفاوت بسيار است. اتفاقى كه اكنون در پرسپوليس جريان دارد، از نوع دوم است. شرايطى كه در زمان على پروين شاهد بوديم زمان هان ودنيزلى كمرنگ شد اما حالا قطبى بين المللى با ليسانس مربيگرى همان گونه عمل مى كند كه مربى سنتى پرسپوليس عمل مى كرد.ما از بازيكنانى صحبت مى كنيم كه وقتى به پرسپوليس آمدند، قرار بر اين بود كه سرمايه هاى آينده باشگاه باشند كه تا سال ها سرخپوشان را بيمه كنند اما در عمل اتفاقى متفاوت در حال روى دادن است. بازيكنى مثل احسان خرسندى كه سال قبل هرگاه بازى كرد، گل زد، در اين فصل به كلى به دست فراموشى سپرده شده و آينده اى نامعلوم انتظارش را مى كشد.عليرضا حقيقى كه دچار يأس فلسفى شده است، ديگر خودش هم نمى داند چه مى خواهد. آنها به حال خود رها شده اند. حتى بازيكنانى كه با زحمت به پرسپوليس آورده شدند نيز، شرايط بهترى ندارند. بهادر عبدى با بازى در پستى كه اصلاً جاى او نيست در حال تخريب شدن است. واى به روزى كه اعتمادبه نفس خود را از دست بدهد. اگر نمى دانستيم شايد فكر مى كرديم اين كار با هدف تخريب او انجام مى شود چرا كه اين بازيكن در پست خودش يك چهره كاملاً متفاوت است.شرايط فرهاد خيرخواه نيز كه به مراتب بدتر از او است. او حتى اميدى ندارد كه قطبى تا پايان فصل، فرصت لازم را براى خودنمايى در اختيارش بگذارد. آنچه اهميت دارد، تنها اعطاى فرصت بازى نيست، بلكه رفتار و گفتار قطبى به گونه اى نيست كه بازيكنانى نظير او انرژى و انگيزه هاى خود را حفظ كنند. اين رويه، پرسپوليس را در معرض خسران بزرگى قرار داده است و گويا قرار است در آينده باز هم شاهد افسوس خوردن هواداران و مسئولان باشگاه باشيم.
بين راكد گذاشتن سرمايه و فنا كردن آن تفاوت بسيار است. اتفاقى كه اكنون در پرسپوليس جريان دارد، از نوع دوم است. شرايطى كه در زمان على پروين شاهد بوديم زمان هان ودنيزلى كمرنگ شد اما حالا قطبى بين المللى با ليسانس مربيگرى همان گونه عمل مى كند كه مربى سنتى پرسپوليس عمل مى كرد.ما از بازيكنانى صحبت مى كنيم كه وقتى به پرسپوليس آمدند، قرار بر اين بود كه سرمايه هاى آينده باشگاه باشند كه تا سال ها سرخپوشان را بيمه كنند اما در عمل اتفاقى متفاوت در حال روى دادن است. بازيكنى مثل احسان خرسندى كه سال قبل هرگاه بازى كرد، گل زد، در اين فصل به كلى به دست فراموشى سپرده شده و آينده اى نامعلوم انتظارش را مى كشد.عليرضا حقيقى كه دچار يأس فلسفى شده است، ديگر خودش هم نمى داند چه مى خواهد. آنها به حال خود رها شده اند. حتى بازيكنانى كه با زحمت به پرسپوليس آورده شدند نيز، شرايط بهترى ندارند. بهادر عبدى با بازى در پستى كه اصلاً جاى او نيست در حال تخريب شدن است. واى به روزى كه اعتمادبه نفس خود را از دست بدهد. اگر نمى دانستيم شايد فكر مى كرديم اين كار با هدف تخريب او انجام مى شود چرا كه اين بازيكن در پست خودش يك چهره كاملاً متفاوت است.شرايط فرهاد خيرخواه نيز كه به مراتب بدتر از او است. او حتى اميدى ندارد كه قطبى تا پايان فصل، فرصت لازم را براى خودنمايى در اختيارش بگذارد. آنچه اهميت دارد، تنها اعطاى فرصت بازى نيست، بلكه رفتار و گفتار قطبى به گونه اى نيست كه بازيكنانى نظير او انرژى و انگيزه هاى خود را حفظ كنند. اين رويه، پرسپوليس را در معرض خسران بزرگى قرار داده است و گويا قرار است در آينده باز هم شاهد افسوس خوردن هواداران و مسئولان باشگاه باشيم.