توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مباحث عمومی
محل قرار گرفتن مطالب در ارتباط با فوتبال داخلی که در سایر انجمنها
محلی برای آنها در نظر گرفته نشده است
http://www.parsfootball.com/files/ahmadreza-abedzadeh/ahmadreza-abedzadeh6.jpg
احمد رضا عابدزاده بر طبق شناسنامه در 3 خرداد 1345 درشهرآبادان به دنيا امده ولي بزرگ شده شهر اصفهان است. البته خو وی تاریخ تولدش را چندین روز قبل از این تاریخ عنوان می کند.
اولين تيم عابدزاده هلال احمر اصفهان بوده است.
درمهر سال 62اولين قهرمانيش را با تيم تام اصفهان درسن17سالگي جشن گرفت.
در مرداد64 اولين حضور در ليگ کشور را با تيم منتخب اصفهان در ليگ استاني قدس تجربه کرد.
اولين بازي ملي دراين سال باتيم ملي ب درمقابل روماني برای احمدرضا رقم خورد.
دي ماه65 دومين قهرماني باتام اصفهان را جشن گرفت.
همچنين دراين سال اولين بازي رسمي را باتيم الف مقابل کويت درمقدماتي المپيک88انجام داد!
درتير66 براي انجام خدمت مقدس سربازي به تيم ژاندارمري تهران پيوست سپس درسال68مجددا به تام اصفهان برگشت!
درسال 69به استقلال تهران پيوست او دراين سال با استقلال به قهرماني کشور رسيد وهمچنين با همسرش که اهل اصفهان است ازدواج کرد.
درمهر سال69 با تيم ملي درمسابقات آسيايي 90 پکن بامهار 3 پنالتي دربازي فينال مقابل کره شمالي قهرمان آسيا شد.
قهرماني در جام باشگاه هاي آسيا با استقلال درسال70 ديگر افتخار عابدزاده در کلکسیون افتخارات فراوانش بود.
همچنين دراين سال ودربهمن ماه به قهرماني ليگ باشگاههای فوتبال تهران به همراه استقلال رسيد.
او يک فصل ديگر هم براي استقلال بازي کرد وبعد از 3فصل حضور دراستقلال مجددا درسال72به اصفهان برگشت ويک فصل را هم در سپاهان اصفهان سپري کرد.
ولي درفروردين73 و درحالیکه به شدت از مسوولان باشگاه استقلال دلشکسته و دلگیر بود، با توجه به اینکه سران باشگاه آبی وی را که با تیم استقلال مصدوم شده بود را بی پناه رها کرده بودند و حتی حق و حققش را پرداخت نکرده بودند به جهت تقبل کردن هزینه های درمانیش توسط امیر عابدینی مدیرعامل وقت پرسپولیس راهیی تیم پرسپولیس شد ولي چون مصدوم بود تا دي ماه بازي نکرد ودر3دي ماه اولين بازي رسمي اش رامقابل ملوان با پيراهن پرسپوليس برگزار کرد.
اولين قهرمانيش با پرسپوليس دردي ماه 74 درليگ پنجم آزادگان بدست آورد.
وي همچنين دراين سال رکورد18بازي بدون گل را از خودش به جاي گذاشت که همچنان پابرجاست ودروازه باني نتوانسته است اين رکورد را جابه جا کند.
مجددا درتير76 ودرليگ ششم آزادگان پرسپوليس بابرد 3بر0استقلال قهرمان اين مسابقات شد.
عابدزاده به همراه تيم ملي در آذر 76 به جام جهاني صعود کرد که به يادماندني ترين عکس العمل هاي عابدزاده باوجود مصدوميت دربازيهاي استراليا و ژاپن بود که از جان ودل از دروازه تيم ملي محافظت کرد.
درتير77 ودرمقابل آلمان درجام جهاني عابدزاده آخرين بازي ملي و78بازيش را انجام داد وبعد از آن ديگر درتيم ملي بازي نکرد.
عابدزاده درخرداد78 باز هم باپرسپوليس به قهرماني درليگ8آزادگان دست يافت در همين سال با برد 2بر1 استقلال به قهرماني در جام حذفي دست يافت ولي درآن بازيها عابدزاده مصدوم بود وداوود فنايي از دروازه پرسپوليس حراست مي کرد.
آخرين حضور عابدزاده در فوتبال درسال 79 وباقهرماني پرسپوليس درليگ نهم آزادگان به پايان يافت و در این سال بود که علی پروین که به نوعی هیچ گاه تاب تحمل ای را نداشت که شخصی از وی محبوبتر باشد به بدترین شکل ممکن موجبات کنار گذاشته شدن وی از پرسپولیس را فراهم کرد.
این در حالیست که عابدزاده با این وجود همچنان از پروین به عنوان یکی از بهترین مربیانش عنوان می کند و در مصاحبه ای که در سال گذشته با نگارنده داشت به این مساله صراحتا اشاره کرد:
متاسفانه مدتی بعد از کنارگذاشته شدن ناجوانمردانه اش از پرسپولیس دراثر حمله عصبي عابدزاده دچار مشکل شد ومدتها دربيمارستان بستري بود که عده ای که در صدد تخریب شخصیت وی بودند این بیماری وی را به مسائل موهوم اخلاقی نسبت دادند در صورتیکه عده ای دیر علت این اتفاق را در فشارهایی که طی سال گذشته از طرف سرمربی وقت پرسپولیس به وی وارد شده بود جستجو می کردند.
بعد از بستیر شدن عابدزاده در بیمارستان زنده کشان مرده پرست به یاد او افتادند و البته در این بین مردم و هواداران عاشقش با دعاهای خیری که کردند او را دوباره به این دنیا بازگرداندند .
... واما درباره شخصيت عابدزاده:
در مورد شخصيت عابدزاده بايد عنوان کرد که بسيار باهوش، مطمئن، خونسرد، با اعتماد به نفس فوق العاده است که حتي چند نفر از باتجربه هاي تيم ملي درمصاحبه هايي بارها عنوان کردند که ما در بازي بااستراليا واقعا خودمان باخته بوديم وتنها کسي که به ما روجيه داد وخود را نباخت عابدزاده بود که با آن حرکات مثال زدنيش روحيه به بقيه منتقل کرد .
قدرت مديريت وفرماندهي تيم استعداد فوق العاده در خروج يک تيم از بحران وبه بالاترين درجه از اعتماد رساندن ي تيم ودر آخر بسيار محبوب ومتين وخير خواه که هنوز که هنوز است همه اورا به نام عقاب آسيا مي شناسند وبدون اغراق بايد گفت بهترين دروازه بان تاريخ فوتبال ايران هست. گرچه که عده ای این عنوان را شایسته ناصر حجازی می دانند!
عابدزاده بعد از چند سال از خداحافظيش از فوتبال باحضور دربازي پرسپوليس با بايرن مونيخ وباپيراهن پرسپوليس وبامربي قديميش سلطان علي پروين به طور رسمي از مسابقات رسمي خداحافظي کرد.
ياسر اشراقي
پارس فوتبال
احمدرضا عابدزاده ، بازیگری شبیه «سرلارنس اولیویه» ... هم او که به برخی باج نداد وگرنه تا ۴۰ سالگی دروازه بان تیم ملی می ماند!
باید اعتراف کنیم انسان های فراموشکاری هستیم، همین بغل گوشمان ودر فوتبال مملکتمان نامی به بلندای تاریخ حضور دارد و ما بی توجه فقط از کنارش رد می شویم. احمد رضا عابدزاده، سلطان قفس های توری نامیده می شود.چهارم خرداد 1345 پسرکی سبزه به دنیا آمد که برای آبادان اتفاق تازه ای نبود اما همین پسر کشوری را تکان داد و بعدها عکس هایش بر در و دیوار اتاق ها خودنمایی کرد. چند ماهی از 14 سالگی اش گذشت که جنگ، آنها را از آبادان به اصفهان کشاند و طولی نکشید که پیراهن هلال احمر وتام اصفهان را بر تن کرد تا آرزوهایش را یکی یکی برآورده کند. تیم ملی به جام جهانی رفته بود و ذخیره ناصر حجازی کسی جز رسول کربکندی نبود؛ او هر روز کربکندی را می دید و سعی می کرد مسیرش را طوری طراحی کند که در در راهش قرار گیرد و سلامی به الگوی فنی اش بکند و جوابی بشنود. تمام عشقش هم صحبتی با رسول بود و برایش همه کار می کرد. در تمرینات مواظب کفش های رسول خان می شد تا کسی به آن نزدیک نشود و خود را مجاب می کرد که بنشیند و کفش هایش را واکس بزند.
اولین مربی او حسین چرخابی - همان مربی ای که شاید او را تازه در فصل قبل به عنوان مربی سپاهان نوین شناخته باشید - بود، اما نخستین بار چشمان ناصر ابراهیمی در سال 64 عابدزاده جوان را در ترکیب اصفهان دید و او را به تیم ملی آورد تا در جام دهه فجر به بازی بگیرد. جالب اینجاست احمدرضا در همان اولین بازی اشتباه فاحشی کرد تا پیروز جغتاپور جایش را گرفت، اما پسرک بمب روحیه بود و امیدش را از دست نداد و در لیگ استانی قدس با اصفهان قهرمان شد، پس از چندی سجادی هم رفت تا عابدزاده سلطان جدید قفس توری ایران شود.
او را نمی توان درست تحلیل کرد، حتی در مواقعی که از لحاظ آمادگی جسمانی حرفی برای گفتن نداشت اما با روحیه مثال زدنی در میدان حاضر می شد و طوری رفتار می کرد که گویی هیچ مشکلی وجود ندارد و خیال همه باید از دروازه راحت باشد. در بازی های آسیایی 1990 پکن و در ضربات پنالتی نبوغ و روحیه اش را به همه نشان داد و پشتک های خاطره انگیزش هنوز هم در ذهن خیلی ها باقی مانده است، هنوز هم می توان نمایش خاطره انگیزش را در بسیاری از دیدارها ، خصوصا در دیدار برابر استرالیا در مقدماتی جام جهانی ۹۸ بیاد آورد که چگونه از دروازه ایران محافظت می کرد. عابدزاده یک لیدر تمام عیار بود و خودش نقش یک تیم را بازی می کرد، نحوه رفتار و حرکت هایش نه تنها در جهت بالا بردن روحیه هم تیمی ها بود بلکه در روحیات حریف نیز تاثیر می گذاشت و آنها را وادار به واکنش می کرد.
ایران با دو گل از استرالیا عقب افتاد و ناگهان فرشته ای از آسمان فرو افتاد و تور دروازه ایران را پاره کرد! در آن اوج فشار و تحریک تماشاگران و نتیجه واگذار شده در چشم بر هم زدنی دروازه بانی سیاه پوش شروع به پشتک زدن و گرم نگاه داشتن بدن خود کرد گویی این تیم ایران است که جلو افتاده، حال بازیکنان دگرگون شد و معجزه اتفاق افتاد که هیچکس باور نمی کرد، 90 هزار تماشاگر استرالیایی به دو گل باقری و عزیزی خیره ماندند و سکوتی وحشتناک استودیوم را خفه کرد. گری لینه کر مفسر تلویزیون انگلستان آن پشتک های معروف عابدزاده را با بازیگر شهیر تئاتر انگلستان «سرلارنس اولیویه» مقایسه کرد و البته درخشش تا جام جهانی ادامه یافت.
بد نیست نقبی به گذشته بزنیم و آن مصدومیت لعنتی (در مقدماتی جام جهانی ۹۴)، عابدزاده جایگاهش را بخاطر یکی از دستیاران علی پروین از دست داده بود و در بحبوحه این ماجراها به مطب دکتر زادمهر سر می زند تا درددل کند، از سست شدن جایگاهش در تیم ملی گفت و قول داد چنان کار کند که هیچکس نتواند جایش را بگیرد، احمدرضا به قولش عمل کرد و به ترکیب رسید اما در برابر تایوان می خواست اوج آمادگیش را نشان دهد که اتفاقی وحشتناک افتاد و استخوان های زانویش خرد شد و به 11 استخوان ریز تبدیل شد و هرگزهمانند روز اولش نشد.سال 75 همان دستیار، سرمربی تیم ملی شد و نکیسا را جایگزین عابدزاده کرد و فقط زمان توانست به او ثابت کند هیچکس اسطوره نمی شود، حاجی از صفحه تلویزیونش دید که در بازی پلی آف جام جهانی 98 دروازه بانی را که دوست نداشت چگونه در مقابل ژاپن می ایستد و غیرت بخرج می دهد.
پاره شدن یک رگ مغزی اسطوره را تا پای مرگ پیش برد اما خدا نخواست تا سیاهترین روز تاریخ فوتبال رقم بخورد، هنوز هم کارمندان بیمارستان کسری به یاد روزی هستند که محل جراحی او آنقدر شلوغ شد که سواره های منتهی به میدان آرژانتین و خیابان الوند باید مدتها در ترافیک می ماندند تا این قسمت را رد کنند اما احمد ماند و امروز بعنوان مربی دروازه بان ها در پرسپولیس فعالیت می کند، او از جنس مردانی است که به بسیاری از باج بگیران مطبوعاتی و ... باج نداده و نخواهد داد * و برای همین دشمن بسیار دارد و به طرق مختلف عملکردش را زیر سئوال می برند، یکی تمرینات سختش را به مشکلات روحی و روانی ارتباط می دهد و دیگری مصاحبه های دروغ چاپ می کند اما برای ما مهم اینست که اسطوره به آغوش فوتبال بازگشته و تمریناتش می تواند عابدزاده دیگری را از خروجی پرسپولیس برای ایران بیاورد، عابدزاده می تواند اسطوره بسازد و همیشه حامیش خواهیم بود.
مايلى كهن و دايى فردا در دادگاه
اير دادگاه تجديد نظر سرمربى اسبق تيم ملى فوتبال فردا ۳۰ مردادماه برگزار مى شود. اين دادگاه ساعت ۱۰ صبح فردا (چهارشنبه) و در شعبه ۷۸ تجديد نظر مجتمع امام خمينى (ره) برگزار مى شود.
على دايى خرداد امسال محمد مايلى كهن را به دليل اظهاراتش در دو سال پيش و در برنامه تلويزيونى يك جهان يك جام در جريان جام جهانى آلمان به دادگاه احضار كرد.
دادگاه بدوى راى بر برائت مايلى كهن صادر كرد؛ اما وكيل دايى به اين حكم اعتراض كرد و دادگاه تجديد نظر فردا برگزار خواهد شد.
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.