masoud
12-26-07, 02:15 PM
http://www.abrarnews.com/sport/logo/botmiddle.gif http://www.abrarnews.com/sport/logo/NoPix.gif http://www.abrarnews.com/sport/logo/NoPix.gif
هاشميان: تيم ملى الان مشكلى ندارد چون اصلاً وجود ندارد!
http://www.abrarnews.com/sport/1386/861005/html/050271.jpg
«وحيد هاشميان» در گفت و گو با خبرگزارى ايسنا در مورد مسائل مختلفى صحبت كرد كه چكيده آن در پى مى آيد.
* روزنامه «بيلد» آلمان چند هفته پيش درباره شما و سختكوشى تان نوشته بود. هكينگ در گفت وگو با اين روزنامه گفته بود كه شما هيچ وقت دست از تلاش برنمى داريد. او به تمجيد از شما و«يرى اشتاينر» پرداخته بود.
- البته به نظر خودم شرايط ما ۲ نفر با هم قابل مقايسه نيست. آنها به اشتاينر فرصت زيادى دادند. او جزو يكى از ۴ ، ۵ بازيكن اصلى تيم ما در نيم فصل نخست بوندس ليگا بود اما من در اين فصل هنوز هم اين فرصت را نداشته ام كه از ابتدا براى هانوفر به ميدان بروم. به نظرم مى شد در چند بازى به عنوان بازيكن ثابت و اصلى از ابتدا به ميدان فرستاده شوم. به هر حال اين شيوه اى است كه هانوفر در فصل جارى پيش گرفته است. بايد اميدوار باشم. هنوز ۶ ماه ديگر با اين تيم قرارداد دارم و بايد ببينم در آينده چه پيش خواهد آمد.
* يكى از پايگاه هاى اينترنتى چندى پيش نوشت كه شما قصد داريد «قرمزها» را در ماه ژانويه ترك كنيد.
- سايت ها اين مطالب را هميشه مى نويسند. اما همواره گفته ام كه ۶ ماه ديگر با هانوفر قرارداد دارم و به آن وفادار خواهم ماند. تغيير دادن تيم به اين آسانى هم نيست. به فرض اين كه با تيمى از بوندس ليگاى ۲ قرارداد ببندم، اصلا نمى دانم كه آيا اين تيم فصل آينده راهى بوندس ليگاى يك مى شود يا خير؟ ممكن است اين تيم صدرنشين آن رقابت ها هم باشد اما ناگهان در ۵ بازى آخر نتيجه را واگذار كند و در نهايت راهى دسته بالاتر نشود. يا اين كه با تيمى از بوندس ليگاى يك قرارداد ببندم اما اين تيم در نهايت راهى بوندس ليگاى ۲ شود. براى همين هم خطر نمى كنم. از نظر حقوقى قرارداد خوبى دارم. از نظر تمرينى هم بسيار راضى هستم و تلاشم را مى كنم. اگر از طرف باشگاه هم فرصت پيدا كردم كه عالى است، اگر نه كه كارى از من ساخته نيست.
* آيا اصلا پيشنهادى داريد؟ از كجا؟
- بله، هست. پيشنهادهايى وجود دارد كه نمى توانم بگويم.
* ممكن است هاشميان را در فوتبال كشورهاى عرب حوزه خليج فارس ببينيم؟
- نمى دانم، شايد روزى پيشنهاد شد و ... بايد منتظر ماند و ديد چه اتفاقى مى افتد.
* در هفته هاى پايانى نيم فصل نخست بوندس ليگا شنيده شد كه هانوفر در پى خريد يك مهاجم تازه است. حتى از «يان شلاودراف» بازيكن بايرن مونيخ هم نام برده شد؟
- تا آن جايى كه من مى دانم، شلاودراف در «آلمانيا آخن» با هكينگ كار مى كرده است و اين دو يكديگر را از آن زمان مى شناسند. مربى ما علاقه زيادى به او دارد. با اين حال «يان» مهاجم نوك و صد درصد نيست و همواره پشت مهاجمان به عنوان مهاجم سوم يا هافبك نفوذى بازى مى كند. همين علاقه موجب شده تا هكينگ در پى خريد او باشد اما گويا خود اين بازيكن گفته است مى خواهد همچنان در بايرن مونيخ بماند و دست كم در سال جارى به هانوفر نخواهد آمد.
* پيش بينى شما از نيم فصل دوم بازى ها چيست ؟
- فكر مى كنم دور برگشت، اشتوتگارت اوضاع بهترى خواهد داشت. بروسيا دورتموند هم بهتر از اين خواهد شد.
* اينتراخت فرانكفورت را در كجاى جدول مى بينيد؟
- «فونكل» مربى اينتراخت هم شيوه اى دفاعى دارد و خيلى تدافعى فكر مى كند. تيمش بيشتر مساوى مى كند و يا بردهاى با اختلاف يك گل به دست مى آورد. با اين حال آنها تيم خوبى هستند و اغلب با اختلاف اندك بازى هايشان را واگذار مى كنند. فكر مى كنم آنها در بين ۱۰ تيم بالاى جدول جاى خواهند گرفت.
* به نظر شما «هيتزفلد» در بايرن مونيخ ماندگار مى شود؟
- نه من اينطور فكر نمى كنم. او شايد هدايت تيم ملى سوئيس را برعهده بگيرد. هيتزفلد اگر تصميم به ماندن داشت تا به حال آن را اعلام كرده بود. در آلمان برخلاف ايران روى همه چيز حساب مى شود و تيم ها برنامه هاى ۲ سال آينده خود را مى دانند.
* گفته مى شود كه بدنسازى خوب تيم ملى در رقابت هاى جام ملت هاى آسياى ۲۰۰۷ روى عملكرد بازيكنانى همانند شما يا مهدوى كيا تاثير خوبى داشت و به شما اين امكان را داد تا در بازگشت به باشگا ه هايتان از نظر بدنى آماده باشيد و بتوانيد در آنجا بازى كنيد. آيا شما اين موضوع را تاييد مى كنيد ؟زيرا بعضى ها مى گفتند كه بدنسازى تيم ملى مشكل داشت.
- من ۱۶ روز زودتر از هانوفر تمرين را شروع كردم. و استراحتم نسبت به ديگر بازيكنان هانوفر كه ۳۵ روز استراحت داشتند، كمتر بود. يعنى من با استراحت كوتاهى در پايان بوندس ليگا راهى تمرين هاى تيم ملى شدم. ديگر بازيكنان برخلاف من با استراحت كامل در تمرين هانوفر حاضر شدند. من در اين فاصله بازى تداركاتى هم داشتم. ۴بازى هم در جام ملت هاى آسيا انجام دادم.
http://www.abrarnews.com/sport/1386/861005/html/050208.jpg
هر بازيكنى با هر اندازه ناآمادگى پس از انجام يك ماه بازى خود به خود آماده مى شود. ما همه پس از آن دچار آسيب ديدگى شديم. خودم پيش از بازى با هامبورگ پايم پيچ خورد. نكونام هم آسيب ديد. نمى گويم كه مقصر، تيم ملى بود. شايد بود شايد هم نبود. اما صد درصد علت اين آسيب ها خستگى بازيكنان بود.
* ۱۶ ماه است كه تكليف فدراسيون فوتبال روشن نيست و مساله مربيگرى تيم ملى هم اكنون نامشخص است. تحليل شما از اين موضوع چيست ؟
- فوتبال ما دچار نابسامانى و بى برنامه گى است. به نظرم زمانى كه «دادكان» رئيس فدراسيون فوتبال بود، براى فوتبال ايران زحمات زيادى كشيد. نمى گويم كه او هيچ ايرادى نداشت، چرا كه مدير بى عيب و ايراد وجود ندارد اما او چون، بازيكن تيم ملى بود، دوره هاى مديريت را گذرانده بود و در خود فوتبال بود، بهتر مى توانست فوتبال را حفظ كند. به نظرم تيم ملى ايران در زمان دادكان نتايج خوبى گرفت. همان زمان بدون دردسر راهى جام جهانى شديم. تيم زير ۲۳ ساله هاى ما در پوسان قهرمان بازى هاى آسيايى شد كه نتايج بسيار خوبى بود اما توقعات همه پيش از جام جهانى به طور ناگهانى افزايش زيادى پيدا كرد. تا آن حد كه بايد در بين ۴ تيم برتر دنيا قرار مى گرفتيم و يا دست كم ۸ تيم برتر دنيا! در صورتى كه پيش از پرواز تيم در گفت و گويى يادآور شدم كه ما همه تلاشمان را مى كنيم اما توقع مردم را بالا نبريد. چون اگر نتيجه نگيريم مردم ناراحت و فوتبالزده مى شوند.
* همان طور كه در جريان هستى، مدتى است كميته انتقالى به دنبال انتخاب سرمربى تيم ملى است. طى اين مدت نام هاى زيادى مطرح شده، به نظرت سرمربى تيم ملى بايد چه ويژگى داشته باشد ؟
- تنها اميدوارم از اين به بعد دنبال فردى شايسته براى تيم ملى باشيم. هيچ وقت به مربيان ايرانى بى احترامى نمى كنم، آنها بسيار زحمت كش هستند و در تلاشند تا به دانش خود بيفزايند، در كلاس ها با كمال ميل شركت مى كنند. اما همان گونه كه يك بازيكن بايد مراحل ترقى را پله پله طى كند و از تيم نوجوانان، جوانان و غيره به تيم اصلى راه پيدا كند تا به سطح بين المللى برسد، مربى تيم هم بايد همين مراحل را طى كند، تجربه پيدا كند و سپس مربى تيم ملى ايران يا هر كشور ديگرى بشود. به نظرم در حال حاضر براى تيم ملى نيازمند مربى خوب خارجى هستيم. البته نه اين كه تنها نامى خارجى داشته باشد، همانند گذشته.
* مشكل تيم ملى هم اكنون كجاست ؟
- خدا را شكر كه تيم ملى ما مشكلى ندارد، چون اصلا وجود ندارد كه بخواهد مشكلى داشته باشد! مشكلى كه وجود دارد در سطح مديريت است. ما هم كه مدير نداريم كه بگوييم خوب است يا بد! ابتدا بايد يك رئيس فدراسيون خوب براى فوتبال انتخاب شود. نمى گويم كه بايد حتما بازيكن تيم ملى ايران بوده باشد. همه چيز بداند يا ورزشى باشد، شايد چنين فردى به سختى پيدا شود يا باشد اما مدير نباشد. دست كم اين انتظار مى رود كسى كه رئيس فدراسيون فوتبال مى شود بايد مشاورانى داشته باشد كه اهل فوتبال باشند، تجربه اين رشته را داشته باشند تا بتوانند به مدير خود مشاوره خوبى بدهند.
* نظرتان درباره گروه بندى ايران در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰چيست؟
- از اين بهتر ديگر نمى شود. بسيار راحت است. مربى اى كه سكان هدايت تيم ملى را به عهده مى گيرد، بايد بسيار خوشحال باشد كه تيمش با چنين قرعه اى روبه رو شده است. او بايد به اين بازى ها تنها به چشم بازى هاى تداركاتى نگاه كند. منظورم دست كم گرفتن حريفان نيست اما بايد اين بازى ها را تنها به عنوان بازى هاى تداركاتى در نظر گرفت.
* نمى خواهيد در دور اول رقابت هاى مقدماتى جام جهانى تيم ملى را همراهى كنيد؟
در مورد خودم هم بايد بگويم حدود ۴ سال است كه از نظر بدنى در بازى ها و رقابت هاى شديد، تحت فشار هستم. در تعطيلات كه بازيكنان استراحت داشتند، من درگير مسابقات مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ ،مقدماتى جام ملت هاى آسيا، دورنهايى اين رقابتها و بازى هاى تداركاتى بودم. اين فشارها باعث درد كمر و آسيب ديدگى رباط داخلى پايم شد اما با افتخار مى گويم كه خوشحالم براى ايران بازى كردم. امسال قراردادم با باشگاه هانوفر به پايان مى رسد و براى باقى ماندن در فوتبال آلمان بايد در تمام بازى ها و تمرينات حضور داشته باشم. ضمن آن كه در تعطيلات تابستانى دوست دارم بعد از چند سال، استراحت خارج از فوتبال داشته باشم و فكرم كمى آزاد بشود تا از لحاظ جسمى و روحى بار ديگر به وضعيت خوبى برسم تا از اين لحاظ براى ادامه دوران فوتبال خود آماده شوم. پس از قرعه كشى رقابت هاى انتخابى جام جهانى ۲۰۱۰ كه در گروه نسبتاً ساده اى قرار گرفتيم، تصميم گرفتم كه در دور اول بازى ها نباشم. به اين دليل اين موضوع را زود اعلام مى كنم كه چون تيم جديد با مربى جديد شكل خواهد گرفت، مربى آينده تيم ملى در اين خصوص برنامه ريزى داشته باشد. من به استراحت احتياج دارم. بهترين زمان براى طرح اين موضوع الان بود، زيرا فدراسيون رئيس خود را هنوز نشناخته و تيم ملى هم هنوز سرمربى جديد خود را پيدا نكرده است.
* گفته مى شد كه شما با مربيان داخلى مشكل داريد و اگر مربى آينده تيم ملى هم ايرانى باشد، به اين تيم بازنخواهيد گشت.
- نه اين طور نيست. من با هيچ كس مشكل نداشته و ندارم. به امير قلعه نويى به عنوان بازيكن باسابقه و پيشكسوت فوتبال احترام گذاشته و مى گذارم. هميشه به پيشكسوت فوتبال احترام گذاشته ام. قلعه نويى هم در مقابل، هميشه به من احترام مى گذاشت. نفرات قديمى تيم ملى همانند مهدوى كيا، على كريمى و رحمان رضايى همه در اردوى جام ملت هاى آسيا بسيار منظم بودند. آنها با نظم ترين افراد تيم ملى در جام ملت هاى آسيا بودند. به نظر من اين تيم از نظر پتانسيل قوى ترين تيم تاريخ ايران بود. از تيم جام جهانى هم بهتر بود. چون ۲ ، ۳ بازيكن جوان ديگر هم به جمع ما اضافه شده بودند. ما نسبت به جام جهانى جوان تر شده بوديم. من خودم با هيچ كس مشكل پيدا نكردم و تا آخرين روز هم به همه احترام گذاشتم. در پايان هم از همه خداحافظى كردم و رفتم. در پايان هم با «ايسنا» گفت وگو كردم و به شما گفتم كه من هم همانند همه در شكست تيم ملى ايران مقصر هستم. همه آنهايى كه به جام ملت ها رفتند، مقصر هستند. حتى آشپزهايى هم كه با ما مشغول بازى مى شدند و در نتيجه غذايشان دير يا سرد مى شد هم در شكست تيم مقصر هستند. آن آناليزورهايى كه شايد آناليزهايشان دير مى آمد، همه در شكست تيم مقصر هستند. اما به نظر من همه به يك اندازه مقصر نبودند. من به عنوان يك بازيكن در زمين بازى مى توانم كارهايى انجام بدهم. ديگرى مى تواند سيستم بازى را در نظر بگيرد و فردى هم مى تواند تدارك لازم را انجام بدهد. همه در شكست تيم ملى ايران مقصريم. من هم تقصيركارم اما قصورم عمدى نبوده است. البته راننده اتوبوس مان چون خارجى بود، مقصر نبود. بنده خدا هميشه سر وقت مى آمد و مى رفت!
* با توجه به اين كه مدتى است در ايران هستيد احتمالا رخدادهاى بازى استقلال و صنعت نفت آبادان را ديده ايد. آيا در فوتبال آلمان چنين چيزى رخ مى دهد؟
- به باور من هنگامى كه يك مربى مسئوليت تيمى را مى پذيرد، همه چيز تيم به گردن او مى افتد. حتى حاشيه ها و جمع كردن آنها. مربى چون در تيم است، بهتر از هر كسى مى داند كه در تيم چه چيز جريان دارد و چه اتفاق هايى افتاده است. من از نظر دانش، فيروز كريمى را فردى شايسته مى دانم. در مورد مسائل ديگر هم حرفى نمى زنم اما از نظر فنى او را قبول دارم. او مربى با تجربه اى است و ۳ ، ۴ ماه در پاس مربى من بوده است. در مورد آن مسائل هم وى شايد در تيم شاهد چيزهايى بوده كه من و شما از بيرون نمى توانيم شاهد آن باشيم. به نظر من كه از بيرون به رخدادها نگاه مى كنم او احساساتى نشده و تصميمش از روى احساس صرف نبوده است.
شايد شاهد چيزى بوده است.
http://www.abrarnews.com/sport/1386/861005/html/050241.jpg
شايد كسى كم كارى يا غرض ورزى كرده باشد. ما اين مسائل را نمى دانيم و نمى توانيم درباره آن نظر بدهيم. شايد او خواسته باشد بازيكنانى را كه كم كارى كرده اند به نوعى تنبيه كند. من در اين ۸ سالى كه در فوتبال آلمان هستم، شاهد اين رفتارها بوده ام اما نه پس از بازى. مثلا شايد «ماگات» ما را پس از باختمان در بايرن در برف دوانده باشد. بدون اين كه با هيچ كس در اين باره كلمه اى صحبت كرده باشد. در آنجا بازيكنى اجازه ندارد بگويد «چرا ما را دوانده اى؟»
* تنبيه براى تنها چند نفر بوده است؟
- نمى دانم. در يك بازى كه ما بازى را باخته بوديم و حتى من بازى هم نكرده بودم، مجبور شدم بدوم و تنبيه شدم. تنبيه براى همه است و تشويق هم براى همه. اما اين را هم مى گويم كه اين كار شايد باعث شود تا بازيكنان عليه مربى جبهه گيرى كنند و اين براى مربى كه مى خواهد در تيمى ۲ ، ۳ سال كار كند، اوضاع را دشوار مى كند. در تيم با انگيزه، همه كار مى كنند اما اگر از تيمى انگيزه اش را بگيرند هيچ كارى نمى تواند بكند. آقاى كريمى مربى من بوده و تنبيه هم حق وى است. با اين حال به خودم اجازه نمى دهم درباره كار وى اظهارنظر كنم.
* در مورد خط دادن بازيكنان به مربيان در فوتبال ايران بگوييد، اين بحث چند مدتى است كه شايع شده است.
- در بحث ملى بايد بگويم، تيم ملى ۲۰۰۷ منظم ترين تيم تاريخ بود. از قلعه نويى بپرسيد آيا بازيكنى در اردو بى نظمى يا بى انضباطى كرد يا نكرد. همواره به مربيان خود احترام گذاشته ام، زير بار حرف زور هم نمى روم همانطور كه ۲ سال به تيم ملى نيامدم. شايد در تيم هاى ديگر بوده است اما در اين تيم از اين خبرها نبود. قلعه نويى هم در جام ملت ها يكى، دو بار بازيكنان قديمى را جمع كرد و درباره مسائلى صحبت كرد تا نظم تيم بهتر شود.
* برخى معتقدند بازيكنان تيم ملى عرق و تعصب گذشته را ندارند.
من خودم هميشه تمام توانم را به كار گرفته ام و هيچ وقت كم كارى يا كم فروشى نكرده ام. زمانى يك كارشناس گفته بود كه من اداى بازيكنان سرزن يا جنگنده را درمى آورم! در حالى كه نيازى به اين كار ندارم. هيچ وقت ادعاى چيزى نداشته ام اما قدرت سرزنى ام را در بوندس ليگا نشان دادم. در بازى با چين مشت دروازه بان آنها به نزديك گيجگاهم خورد. آيا من بى تعصبم؟ به جرات مى گويم كه در اين تيم هيچ بازيكن كم كار و بى تعصبى وجود نداشت. اگر بود بايد اسم ببريد. مشكل آن است كه در ايران روى برخى بازيكنان بيشتر از حد واندازه توانشان تبليغ مى شود. بازيكنى كه هنوز در ابتداى راه است با اين گونه تبليغ ها ديگر علاقه اى به تلاش ندارد. بحث ديگر زوم كردن روى تيم ملى ايران است، در حالى كه تيم المپيك ايران سالهاست به اين بازى ها راه پيدا نمى كنداما كسى حرفى از آن نمى زند.
* به عنوان پرسش پايانى آيا ليگ برتر ايران را هم پيگيرى مى كنيد؟ كدام تيم را خوب ديديد؟
- از ماهواره كه نمى توانم اما از اينترنت چرا. بنابراين كل بازى ها را نمى توانم ببينم. من بازى هاى پرسپوليس را ديده ام. اين را هم شنيده ام كه مى گويند اين تيم خوب بازى نمى كند اما نتيجه مى گيرد. پرسپوليس داراى سيستم شده و نشان داده است كه برنامه دارد. شايد قطبى سرمربى جايى نبوده باشد امانشان داده كه خوب كار كرده است. او دست كم با ۳ مربى بزرگ دنيا كار كرده و در ۳ جام جهانى حاضر بوده است. اميدوارم اسير حاشيه ها نشود و همين طور خوب كار كند. فوتبال ما به مربيان با دانش نياز دارد. استقلال هم سال گذشته شايسته قهرمانى بود و اكنون دچار تغيير و تحولات زيادى شده است. به نظرم فيروز كريمى با دانشى كه دارد، اگر اسير حاشيه ها نشود مى تواند نظم خوبى به استقلال بدهد.
هاشميان: تيم ملى الان مشكلى ندارد چون اصلاً وجود ندارد!
http://www.abrarnews.com/sport/1386/861005/html/050271.jpg
«وحيد هاشميان» در گفت و گو با خبرگزارى ايسنا در مورد مسائل مختلفى صحبت كرد كه چكيده آن در پى مى آيد.
* روزنامه «بيلد» آلمان چند هفته پيش درباره شما و سختكوشى تان نوشته بود. هكينگ در گفت وگو با اين روزنامه گفته بود كه شما هيچ وقت دست از تلاش برنمى داريد. او به تمجيد از شما و«يرى اشتاينر» پرداخته بود.
- البته به نظر خودم شرايط ما ۲ نفر با هم قابل مقايسه نيست. آنها به اشتاينر فرصت زيادى دادند. او جزو يكى از ۴ ، ۵ بازيكن اصلى تيم ما در نيم فصل نخست بوندس ليگا بود اما من در اين فصل هنوز هم اين فرصت را نداشته ام كه از ابتدا براى هانوفر به ميدان بروم. به نظرم مى شد در چند بازى به عنوان بازيكن ثابت و اصلى از ابتدا به ميدان فرستاده شوم. به هر حال اين شيوه اى است كه هانوفر در فصل جارى پيش گرفته است. بايد اميدوار باشم. هنوز ۶ ماه ديگر با اين تيم قرارداد دارم و بايد ببينم در آينده چه پيش خواهد آمد.
* يكى از پايگاه هاى اينترنتى چندى پيش نوشت كه شما قصد داريد «قرمزها» را در ماه ژانويه ترك كنيد.
- سايت ها اين مطالب را هميشه مى نويسند. اما همواره گفته ام كه ۶ ماه ديگر با هانوفر قرارداد دارم و به آن وفادار خواهم ماند. تغيير دادن تيم به اين آسانى هم نيست. به فرض اين كه با تيمى از بوندس ليگاى ۲ قرارداد ببندم، اصلا نمى دانم كه آيا اين تيم فصل آينده راهى بوندس ليگاى يك مى شود يا خير؟ ممكن است اين تيم صدرنشين آن رقابت ها هم باشد اما ناگهان در ۵ بازى آخر نتيجه را واگذار كند و در نهايت راهى دسته بالاتر نشود. يا اين كه با تيمى از بوندس ليگاى يك قرارداد ببندم اما اين تيم در نهايت راهى بوندس ليگاى ۲ شود. براى همين هم خطر نمى كنم. از نظر حقوقى قرارداد خوبى دارم. از نظر تمرينى هم بسيار راضى هستم و تلاشم را مى كنم. اگر از طرف باشگاه هم فرصت پيدا كردم كه عالى است، اگر نه كه كارى از من ساخته نيست.
* آيا اصلا پيشنهادى داريد؟ از كجا؟
- بله، هست. پيشنهادهايى وجود دارد كه نمى توانم بگويم.
* ممكن است هاشميان را در فوتبال كشورهاى عرب حوزه خليج فارس ببينيم؟
- نمى دانم، شايد روزى پيشنهاد شد و ... بايد منتظر ماند و ديد چه اتفاقى مى افتد.
* در هفته هاى پايانى نيم فصل نخست بوندس ليگا شنيده شد كه هانوفر در پى خريد يك مهاجم تازه است. حتى از «يان شلاودراف» بازيكن بايرن مونيخ هم نام برده شد؟
- تا آن جايى كه من مى دانم، شلاودراف در «آلمانيا آخن» با هكينگ كار مى كرده است و اين دو يكديگر را از آن زمان مى شناسند. مربى ما علاقه زيادى به او دارد. با اين حال «يان» مهاجم نوك و صد درصد نيست و همواره پشت مهاجمان به عنوان مهاجم سوم يا هافبك نفوذى بازى مى كند. همين علاقه موجب شده تا هكينگ در پى خريد او باشد اما گويا خود اين بازيكن گفته است مى خواهد همچنان در بايرن مونيخ بماند و دست كم در سال جارى به هانوفر نخواهد آمد.
* پيش بينى شما از نيم فصل دوم بازى ها چيست ؟
- فكر مى كنم دور برگشت، اشتوتگارت اوضاع بهترى خواهد داشت. بروسيا دورتموند هم بهتر از اين خواهد شد.
* اينتراخت فرانكفورت را در كجاى جدول مى بينيد؟
- «فونكل» مربى اينتراخت هم شيوه اى دفاعى دارد و خيلى تدافعى فكر مى كند. تيمش بيشتر مساوى مى كند و يا بردهاى با اختلاف يك گل به دست مى آورد. با اين حال آنها تيم خوبى هستند و اغلب با اختلاف اندك بازى هايشان را واگذار مى كنند. فكر مى كنم آنها در بين ۱۰ تيم بالاى جدول جاى خواهند گرفت.
* به نظر شما «هيتزفلد» در بايرن مونيخ ماندگار مى شود؟
- نه من اينطور فكر نمى كنم. او شايد هدايت تيم ملى سوئيس را برعهده بگيرد. هيتزفلد اگر تصميم به ماندن داشت تا به حال آن را اعلام كرده بود. در آلمان برخلاف ايران روى همه چيز حساب مى شود و تيم ها برنامه هاى ۲ سال آينده خود را مى دانند.
* گفته مى شود كه بدنسازى خوب تيم ملى در رقابت هاى جام ملت هاى آسياى ۲۰۰۷ روى عملكرد بازيكنانى همانند شما يا مهدوى كيا تاثير خوبى داشت و به شما اين امكان را داد تا در بازگشت به باشگا ه هايتان از نظر بدنى آماده باشيد و بتوانيد در آنجا بازى كنيد. آيا شما اين موضوع را تاييد مى كنيد ؟زيرا بعضى ها مى گفتند كه بدنسازى تيم ملى مشكل داشت.
- من ۱۶ روز زودتر از هانوفر تمرين را شروع كردم. و استراحتم نسبت به ديگر بازيكنان هانوفر كه ۳۵ روز استراحت داشتند، كمتر بود. يعنى من با استراحت كوتاهى در پايان بوندس ليگا راهى تمرين هاى تيم ملى شدم. ديگر بازيكنان برخلاف من با استراحت كامل در تمرين هانوفر حاضر شدند. من در اين فاصله بازى تداركاتى هم داشتم. ۴بازى هم در جام ملت هاى آسيا انجام دادم.
http://www.abrarnews.com/sport/1386/861005/html/050208.jpg
هر بازيكنى با هر اندازه ناآمادگى پس از انجام يك ماه بازى خود به خود آماده مى شود. ما همه پس از آن دچار آسيب ديدگى شديم. خودم پيش از بازى با هامبورگ پايم پيچ خورد. نكونام هم آسيب ديد. نمى گويم كه مقصر، تيم ملى بود. شايد بود شايد هم نبود. اما صد درصد علت اين آسيب ها خستگى بازيكنان بود.
* ۱۶ ماه است كه تكليف فدراسيون فوتبال روشن نيست و مساله مربيگرى تيم ملى هم اكنون نامشخص است. تحليل شما از اين موضوع چيست ؟
- فوتبال ما دچار نابسامانى و بى برنامه گى است. به نظرم زمانى كه «دادكان» رئيس فدراسيون فوتبال بود، براى فوتبال ايران زحمات زيادى كشيد. نمى گويم كه او هيچ ايرادى نداشت، چرا كه مدير بى عيب و ايراد وجود ندارد اما او چون، بازيكن تيم ملى بود، دوره هاى مديريت را گذرانده بود و در خود فوتبال بود، بهتر مى توانست فوتبال را حفظ كند. به نظرم تيم ملى ايران در زمان دادكان نتايج خوبى گرفت. همان زمان بدون دردسر راهى جام جهانى شديم. تيم زير ۲۳ ساله هاى ما در پوسان قهرمان بازى هاى آسيايى شد كه نتايج بسيار خوبى بود اما توقعات همه پيش از جام جهانى به طور ناگهانى افزايش زيادى پيدا كرد. تا آن حد كه بايد در بين ۴ تيم برتر دنيا قرار مى گرفتيم و يا دست كم ۸ تيم برتر دنيا! در صورتى كه پيش از پرواز تيم در گفت و گويى يادآور شدم كه ما همه تلاشمان را مى كنيم اما توقع مردم را بالا نبريد. چون اگر نتيجه نگيريم مردم ناراحت و فوتبالزده مى شوند.
* همان طور كه در جريان هستى، مدتى است كميته انتقالى به دنبال انتخاب سرمربى تيم ملى است. طى اين مدت نام هاى زيادى مطرح شده، به نظرت سرمربى تيم ملى بايد چه ويژگى داشته باشد ؟
- تنها اميدوارم از اين به بعد دنبال فردى شايسته براى تيم ملى باشيم. هيچ وقت به مربيان ايرانى بى احترامى نمى كنم، آنها بسيار زحمت كش هستند و در تلاشند تا به دانش خود بيفزايند، در كلاس ها با كمال ميل شركت مى كنند. اما همان گونه كه يك بازيكن بايد مراحل ترقى را پله پله طى كند و از تيم نوجوانان، جوانان و غيره به تيم اصلى راه پيدا كند تا به سطح بين المللى برسد، مربى تيم هم بايد همين مراحل را طى كند، تجربه پيدا كند و سپس مربى تيم ملى ايران يا هر كشور ديگرى بشود. به نظرم در حال حاضر براى تيم ملى نيازمند مربى خوب خارجى هستيم. البته نه اين كه تنها نامى خارجى داشته باشد، همانند گذشته.
* مشكل تيم ملى هم اكنون كجاست ؟
- خدا را شكر كه تيم ملى ما مشكلى ندارد، چون اصلا وجود ندارد كه بخواهد مشكلى داشته باشد! مشكلى كه وجود دارد در سطح مديريت است. ما هم كه مدير نداريم كه بگوييم خوب است يا بد! ابتدا بايد يك رئيس فدراسيون خوب براى فوتبال انتخاب شود. نمى گويم كه بايد حتما بازيكن تيم ملى ايران بوده باشد. همه چيز بداند يا ورزشى باشد، شايد چنين فردى به سختى پيدا شود يا باشد اما مدير نباشد. دست كم اين انتظار مى رود كسى كه رئيس فدراسيون فوتبال مى شود بايد مشاورانى داشته باشد كه اهل فوتبال باشند، تجربه اين رشته را داشته باشند تا بتوانند به مدير خود مشاوره خوبى بدهند.
* نظرتان درباره گروه بندى ايران در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰چيست؟
- از اين بهتر ديگر نمى شود. بسيار راحت است. مربى اى كه سكان هدايت تيم ملى را به عهده مى گيرد، بايد بسيار خوشحال باشد كه تيمش با چنين قرعه اى روبه رو شده است. او بايد به اين بازى ها تنها به چشم بازى هاى تداركاتى نگاه كند. منظورم دست كم گرفتن حريفان نيست اما بايد اين بازى ها را تنها به عنوان بازى هاى تداركاتى در نظر گرفت.
* نمى خواهيد در دور اول رقابت هاى مقدماتى جام جهانى تيم ملى را همراهى كنيد؟
در مورد خودم هم بايد بگويم حدود ۴ سال است كه از نظر بدنى در بازى ها و رقابت هاى شديد، تحت فشار هستم. در تعطيلات كه بازيكنان استراحت داشتند، من درگير مسابقات مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ ،مقدماتى جام ملت هاى آسيا، دورنهايى اين رقابتها و بازى هاى تداركاتى بودم. اين فشارها باعث درد كمر و آسيب ديدگى رباط داخلى پايم شد اما با افتخار مى گويم كه خوشحالم براى ايران بازى كردم. امسال قراردادم با باشگاه هانوفر به پايان مى رسد و براى باقى ماندن در فوتبال آلمان بايد در تمام بازى ها و تمرينات حضور داشته باشم. ضمن آن كه در تعطيلات تابستانى دوست دارم بعد از چند سال، استراحت خارج از فوتبال داشته باشم و فكرم كمى آزاد بشود تا از لحاظ جسمى و روحى بار ديگر به وضعيت خوبى برسم تا از اين لحاظ براى ادامه دوران فوتبال خود آماده شوم. پس از قرعه كشى رقابت هاى انتخابى جام جهانى ۲۰۱۰ كه در گروه نسبتاً ساده اى قرار گرفتيم، تصميم گرفتم كه در دور اول بازى ها نباشم. به اين دليل اين موضوع را زود اعلام مى كنم كه چون تيم جديد با مربى جديد شكل خواهد گرفت، مربى آينده تيم ملى در اين خصوص برنامه ريزى داشته باشد. من به استراحت احتياج دارم. بهترين زمان براى طرح اين موضوع الان بود، زيرا فدراسيون رئيس خود را هنوز نشناخته و تيم ملى هم هنوز سرمربى جديد خود را پيدا نكرده است.
* گفته مى شد كه شما با مربيان داخلى مشكل داريد و اگر مربى آينده تيم ملى هم ايرانى باشد، به اين تيم بازنخواهيد گشت.
- نه اين طور نيست. من با هيچ كس مشكل نداشته و ندارم. به امير قلعه نويى به عنوان بازيكن باسابقه و پيشكسوت فوتبال احترام گذاشته و مى گذارم. هميشه به پيشكسوت فوتبال احترام گذاشته ام. قلعه نويى هم در مقابل، هميشه به من احترام مى گذاشت. نفرات قديمى تيم ملى همانند مهدوى كيا، على كريمى و رحمان رضايى همه در اردوى جام ملت هاى آسيا بسيار منظم بودند. آنها با نظم ترين افراد تيم ملى در جام ملت هاى آسيا بودند. به نظر من اين تيم از نظر پتانسيل قوى ترين تيم تاريخ ايران بود. از تيم جام جهانى هم بهتر بود. چون ۲ ، ۳ بازيكن جوان ديگر هم به جمع ما اضافه شده بودند. ما نسبت به جام جهانى جوان تر شده بوديم. من خودم با هيچ كس مشكل پيدا نكردم و تا آخرين روز هم به همه احترام گذاشتم. در پايان هم از همه خداحافظى كردم و رفتم. در پايان هم با «ايسنا» گفت وگو كردم و به شما گفتم كه من هم همانند همه در شكست تيم ملى ايران مقصر هستم. همه آنهايى كه به جام ملت ها رفتند، مقصر هستند. حتى آشپزهايى هم كه با ما مشغول بازى مى شدند و در نتيجه غذايشان دير يا سرد مى شد هم در شكست تيم مقصر هستند. آن آناليزورهايى كه شايد آناليزهايشان دير مى آمد، همه در شكست تيم مقصر هستند. اما به نظر من همه به يك اندازه مقصر نبودند. من به عنوان يك بازيكن در زمين بازى مى توانم كارهايى انجام بدهم. ديگرى مى تواند سيستم بازى را در نظر بگيرد و فردى هم مى تواند تدارك لازم را انجام بدهد. همه در شكست تيم ملى ايران مقصريم. من هم تقصيركارم اما قصورم عمدى نبوده است. البته راننده اتوبوس مان چون خارجى بود، مقصر نبود. بنده خدا هميشه سر وقت مى آمد و مى رفت!
* با توجه به اين كه مدتى است در ايران هستيد احتمالا رخدادهاى بازى استقلال و صنعت نفت آبادان را ديده ايد. آيا در فوتبال آلمان چنين چيزى رخ مى دهد؟
- به باور من هنگامى كه يك مربى مسئوليت تيمى را مى پذيرد، همه چيز تيم به گردن او مى افتد. حتى حاشيه ها و جمع كردن آنها. مربى چون در تيم است، بهتر از هر كسى مى داند كه در تيم چه چيز جريان دارد و چه اتفاق هايى افتاده است. من از نظر دانش، فيروز كريمى را فردى شايسته مى دانم. در مورد مسائل ديگر هم حرفى نمى زنم اما از نظر فنى او را قبول دارم. او مربى با تجربه اى است و ۳ ، ۴ ماه در پاس مربى من بوده است. در مورد آن مسائل هم وى شايد در تيم شاهد چيزهايى بوده كه من و شما از بيرون نمى توانيم شاهد آن باشيم. به نظر من كه از بيرون به رخدادها نگاه مى كنم او احساساتى نشده و تصميمش از روى احساس صرف نبوده است.
شايد شاهد چيزى بوده است.
http://www.abrarnews.com/sport/1386/861005/html/050241.jpg
شايد كسى كم كارى يا غرض ورزى كرده باشد. ما اين مسائل را نمى دانيم و نمى توانيم درباره آن نظر بدهيم. شايد او خواسته باشد بازيكنانى را كه كم كارى كرده اند به نوعى تنبيه كند. من در اين ۸ سالى كه در فوتبال آلمان هستم، شاهد اين رفتارها بوده ام اما نه پس از بازى. مثلا شايد «ماگات» ما را پس از باختمان در بايرن در برف دوانده باشد. بدون اين كه با هيچ كس در اين باره كلمه اى صحبت كرده باشد. در آنجا بازيكنى اجازه ندارد بگويد «چرا ما را دوانده اى؟»
* تنبيه براى تنها چند نفر بوده است؟
- نمى دانم. در يك بازى كه ما بازى را باخته بوديم و حتى من بازى هم نكرده بودم، مجبور شدم بدوم و تنبيه شدم. تنبيه براى همه است و تشويق هم براى همه. اما اين را هم مى گويم كه اين كار شايد باعث شود تا بازيكنان عليه مربى جبهه گيرى كنند و اين براى مربى كه مى خواهد در تيمى ۲ ، ۳ سال كار كند، اوضاع را دشوار مى كند. در تيم با انگيزه، همه كار مى كنند اما اگر از تيمى انگيزه اش را بگيرند هيچ كارى نمى تواند بكند. آقاى كريمى مربى من بوده و تنبيه هم حق وى است. با اين حال به خودم اجازه نمى دهم درباره كار وى اظهارنظر كنم.
* در مورد خط دادن بازيكنان به مربيان در فوتبال ايران بگوييد، اين بحث چند مدتى است كه شايع شده است.
- در بحث ملى بايد بگويم، تيم ملى ۲۰۰۷ منظم ترين تيم تاريخ بود. از قلعه نويى بپرسيد آيا بازيكنى در اردو بى نظمى يا بى انضباطى كرد يا نكرد. همواره به مربيان خود احترام گذاشته ام، زير بار حرف زور هم نمى روم همانطور كه ۲ سال به تيم ملى نيامدم. شايد در تيم هاى ديگر بوده است اما در اين تيم از اين خبرها نبود. قلعه نويى هم در جام ملت ها يكى، دو بار بازيكنان قديمى را جمع كرد و درباره مسائلى صحبت كرد تا نظم تيم بهتر شود.
* برخى معتقدند بازيكنان تيم ملى عرق و تعصب گذشته را ندارند.
من خودم هميشه تمام توانم را به كار گرفته ام و هيچ وقت كم كارى يا كم فروشى نكرده ام. زمانى يك كارشناس گفته بود كه من اداى بازيكنان سرزن يا جنگنده را درمى آورم! در حالى كه نيازى به اين كار ندارم. هيچ وقت ادعاى چيزى نداشته ام اما قدرت سرزنى ام را در بوندس ليگا نشان دادم. در بازى با چين مشت دروازه بان آنها به نزديك گيجگاهم خورد. آيا من بى تعصبم؟ به جرات مى گويم كه در اين تيم هيچ بازيكن كم كار و بى تعصبى وجود نداشت. اگر بود بايد اسم ببريد. مشكل آن است كه در ايران روى برخى بازيكنان بيشتر از حد واندازه توانشان تبليغ مى شود. بازيكنى كه هنوز در ابتداى راه است با اين گونه تبليغ ها ديگر علاقه اى به تلاش ندارد. بحث ديگر زوم كردن روى تيم ملى ايران است، در حالى كه تيم المپيك ايران سالهاست به اين بازى ها راه پيدا نمى كنداما كسى حرفى از آن نمى زند.
* به عنوان پرسش پايانى آيا ليگ برتر ايران را هم پيگيرى مى كنيد؟ كدام تيم را خوب ديديد؟
- از ماهواره كه نمى توانم اما از اينترنت چرا. بنابراين كل بازى ها را نمى توانم ببينم. من بازى هاى پرسپوليس را ديده ام. اين را هم شنيده ام كه مى گويند اين تيم خوب بازى نمى كند اما نتيجه مى گيرد. پرسپوليس داراى سيستم شده و نشان داده است كه برنامه دارد. شايد قطبى سرمربى جايى نبوده باشد امانشان داده كه خوب كار كرده است. او دست كم با ۳ مربى بزرگ دنيا كار كرده و در ۳ جام جهانى حاضر بوده است. اميدوارم اسير حاشيه ها نشود و همين طور خوب كار كند. فوتبال ما به مربيان با دانش نياز دارد. استقلال هم سال گذشته شايسته قهرمانى بود و اكنون دچار تغيير و تحولات زيادى شده است. به نظرم فيروز كريمى با دانشى كه دارد، اگر اسير حاشيه ها نشود مى تواند نظم خوبى به استقلال بدهد.