PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : متال بازا بیان اینجا ، به همراه عکس و لینکهای دانلود


TehranSat
03-13-08, 12:10 PM
http://www.metalspheres.de/images/interviews/nightwish_band.jpg

سبک موسيقي متال و جزئيات آن
سعی میکنم که در حد توان و درک خودم در مورد موسیقی متال و و ارتباط بین موسیقی متن آهنگها و تئوری ساخت آهنگها و تکنیکهایی که تو آهنگسازی ازشون استفاده میکنند بحث کنم . در این مقاله میخوام مقدمه ای رو بر موسیقی متال و انواع سازهایی که در این نوع موسیقی استفاده میشه و ساختار آهنگهای این نوع سبک موسیقی شروع کنم تا بتونیم این نوع موسیقی تکنیکال و مملو از حس و زیبایی رو با هم بهتر درک کنیم .


http://www.vs-webzine.com/imgitw/METALLIAN2N44.jpg


موسیقی متال
بحث در مورد پیدایش این نوع سبک رو در کتابهای بسیاری خوندیم و تکرار دوباره اون رو در این مطلب جالب نمیدونم . موسیقی متال زاده اعتراض است . اعتراض به مسائلی که شاید در تاریکی سایه ها محو شده اند وبعضی از آنها دیگر آنقدر عادی شده اند که شاید خود ما نیز کوچکترین توجهی نسبت به اون نداریم!موسیقی متال موسیقی فریاد است! و در عین حال آرامش خاص پس از فریاد را در ذهن شنونده ایجاد میکند . تمام ماها وقتی از موضوعی عصبانی میشیم و این خشم و عصبانیت ما به حد بالایی میرسه عصبانیت خودمون رو با قریاد نشون میدیم خیلی ها میگن که این داد و بیدادهای بی موردی که در این نوع موسیقی وجود داره همه برای یه سری تخلیه های روانی هستش و داد و فریادهایی بی مورد هستند! ولی واقعا وقتی مادری معتاد بچه ناقصی رو به دنیا میاره که حق زندگی رو از اون میگیره! و یا در برابر مسئله ای مثل جنگ! و کشتار دسته جمعی انسانها و یا در برابر صنعتی شدن بی حد و مرز جوامع و از بین بردن طبیعت و درختانی که در صورت نبودشان نابودیمان حتمی خواهد بود ! آیا میتوان وقتی این مسائل رو مطرح میکنیم لبخند بزنیم و فریادمان را در درون حبس کنیم و با ملایمت بر خورد کنیم! در واقع این نوع سبک اعتراض سازهایی هم میطلبه که این اعتراض رو تکمیل کنند . صدای گیتار برقی با افکتهای خاصی که استفاده میکنند در واقع بهترین گزینه برای این نوع سبک هستش همراه با صدای کوبنده و محکم درامز ! که بیس اونو تکمیل میکنه و هماهنگی خاصی که بین بیس و درامز در بعضی از آهنگها وجود داره واقعا حس جالبی رو در شنونده ایجاد میکنه و کلا صدای بیس نوعی حالت رمزآلود رو در این سبک ایجاد میکنه .


http://www.metalkings.ru/impaled-nazarene/impnaz-main.jpg


سازهای مورد استفاده در سبک متال
در متال اصیل و پایه از 3 ساز گیتار الکتریک و بیس و درامز استفاده میشه که باز در گروههای اصیل 2 نفر هستند که گیتار الکتریک میزنن که یکی زدن ریتم و دیگری لید رو بر عهده داره . (ریتم مجموعه ای از چند ریف (Riff) هستش که در زیر گیتار لید نواخته میشه و اکثرا 2-3 ریف هست که تکرار میشه ریف هم خودش میتونه مجموعه ای از Palm Mute هایی باشه ( پالم میوت تکنیک خاصی هستش که در سبک متال کاربرد بسیاری داره که دست راست که پیک یا مضراب رو میگیره روی قسمتی از انتهای بدنه گیتار جایی که سیمها وارد بدنه گیتار میشن ( Bridge ) قرار میگیره و بعد پیک روی سیمها زده میشه که صدای سیمها خفه شده و صدای جالبی رو ایجاد میکنه ) و یا ریف میتونه مجموعه ای از کوردهایی باشه که به صورت متناوب اجرا میشن که بسته به گرایش خاص موسیقی متال متفاوت هستند . ولی در کل وجود پالم میوت در بخش ریتم بسیار حائز اهمیت هستش . ) ( لید مجموعه ای از ملودیها و لیکهایی (Lick) هستش که روی گیتار ریتم نواخته میشه و گیتار لید کار تکنوازی و نواختن سولو رو بر عهده داره . لیک هم مجموعه ای از تنهایی هست که طبق قانون خاصی اجرا میشن و در اکثر سولو ها وجود دارند و شنیده میشن هر گیتاریستی از لیکهای خاصی استفاده میکنه که حالتی سلیقه ای داره و میشه گفت از روی ملودی ها و لیکهایی که گیتاریست از اونها استفاده میکنه میشه لهجه یک گیتاریست رو مشخص کرد ) گیتار بیس که حالت متداولش در سبک متال سازی هستش که از 4 سیم تشکیل شده ولی خوب بیس 5 سیم 6 سیم 8 سیم و ... هم وجود دارند . در حالت استفاده درست از بیس فضاهای خالی در موسیقی متال رو با بداهه نوازی خوب و قوی که از نوازنده بیس شنیده میشه پر میکنه ولی در اکثر گروهها هم هست که بیس همون نتهای گیتار ریتم رو میزنه با تفاوتی جزئی که میشه ایجاد این تفاوت رو هم به درامز مربوط کرد که در بسیاری جاها بیس با درامز هماهنگ میشه . درامز هم که از تیکه های متفاوتی تشکیل شده در حالت متداول سبک متال 3-4 Tom یک Snare و 2 تا بیس درام به همراه چندین سنج Cymbal که انواع سنجها که هر چی بیشتر باشند مشخصا تنوع برای ساخت لاین درامز بیشتر میشه و دست درامر بازتر میشه انواع سنجهایی که متداول هستند و صدای اونها رو در آهنگهای متال میشنویم ( Hi-hat , Crash , Ride , Splash , Chinese) هستند که مثلا صدای "های هت" اگه باز باشه و یا بسته باشه متفاوته و صدای راید هم اگه روی قسمت Bell زده بشه و یا رو بدنه سنج باز متفاوته ! پس ترکیبی از این چند ساز موسیقی متال رو با این همه تنوع ایجاد کرده .
در موسیقی متال برای تغییر صدای گیتار از افکت های زیادی استفاده میکنند . انواع صداهای Distortion (نوعی افکت که شاخص سبک متال هست) که با انواع افکتهایی از قبیل Flanger و Chorus و ... ترکیب میشن و یا صداهای Clean هستند که باز میتونن به صورت تنظیمات مختلفی مورد استفاده قرار بگیرند . گیتار لید باز از انواع پدالهای Wah استفاده میکنه که در صدا تغییرات خاص و جالبی ایجاد میکنند .


http://www.freewebs.com/pedarsagz/pantera12.jpg


گرایشهای مختلف سبک متال
سبک متال دارای گرایشهای مختلفی هستش که به نحوی در اون گرایش خاص یا صدای خواننده ( وکالز ) فرق میکنه و یا نوع نواختن همون 3 ساز اصلی و یا سازهای دیگه ای به این 3 ساز اضافه میشن . این عوامل و بعضی از عوامل دیگه که میتونن محتوای متنهای گروهها هم باشه باعث میشه که گرایشهای مختلفی از سبک متال زاده بشن! انواع مختلفی از قبیل Doom Metal , Death Metal , Progressive Metal , Black Metal,Thrash metal و ..... رو میتونیم گرایشهای مختلف سبک متال دونست که باز خود این گرایشها نیز تقسیم بندی میشن .


http://www.blackpress.de/assets/images/Manowar_2klein.jpg


ساختار آهنگهای متال
اصولا آهنگهای این سبک از قسمتهای مختلفی تشکیل شدند که این ساختار میتونه تغییر پذیر باشه ولی در حال کلی یک آهنگ در سبک متال باید از قسمتهای زیر تشکیل شده باشه :
Intro - Verse - Chorus - Solo - Outro که باز این قسمتها اضافه و یا کم میشن . قسمت Verse که معمولا قبل Chorus قرار میگیره و قسمتی هستش که وکالز همراه گیتار ریتم اجرا میشه و متن نسبتا طولانی تری نسبت به Chorus رو به همراه داره . قسمت Chorus قسمتی هستش که اکثرا بعد از شنیدن اهنگ در ذهن میمونه و این تو ذهن بودن از معیارهای Chorus هستش شاید دلیلش این باشه که ملودی خاصی داره و چندین بار هم تا آخر آهنگ تکرار میشه اکثرا اسامی آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار میشن . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کردیم قسمتی از آهنگ هستش که گیتار لید هنرنمایی میکنه و میشه گفت از جذابیت موسیقی متال سولوهای خوبی هست که در این سبک وجود داره.



http://www.releasemagazine.net/Pictures/tiamat__03.jpg

TehranSat
03-13-08, 12:30 PM
دوره اول - متال اوليه 1968 تا 1983



اولين جنبش های هوی متال در جوانانی ديده شد که از نسلی برخاستند که در قلب يک تحولی بزرگ متولد شدند ، جنگ جهانی دوم و شرايط بعد از جنگ .

در اوايل دهه ۱۹۶۰ جهان غرب خود را در سراشيبی کامل ماشينی شدن يافت ، شرايطی که باعث شد جوانان اين دوره زندگی خود را در معرض تکنولوژی بيابند ، همچنين وجود جنگ جهانی دوم که به سبب سياست های افراطی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رخ داد و همچنين واقعه ويتنام که دليلی بر سياست های سرمايه داری امريکائی بود ، به همين دلايل شرايط نا اميد کننده و ياس آور در جوانان اين دوره رخ داد .و اين عوامل سبب شد جوانان از جای خود بلند شوند و جنبش متال را با شعار « سرانجام - اصلاحی بايد » آغاز کنند .

اولين آثار موسيقی هوی متال را می توان به گروه Kinks (کينکس) نسبت داد، اما قطعات اين گروه کاملا در چارچوب هوی متال نبود . در اين دوره گروههای بزرگی به عرض اندام پرداختند از جمله « هو » ، « اسپايدرز » به سرپرستی آليس کوپر ، کريم ،جيمی هندريکس ، لدزپلين وانيلا فوج ،آيرن باترفلای ، استپن ولف ، بلوچير ، دیپ پرپل ، هامبل پای ، کاکتوس و بلک سبث .

در مورد آغازگر اين سبک ۲ نظر وجود دارد . عده ای پيشوای اين سبک را بلک سبث می دانند و عده ای ديگر استپن ولف .اما به دلايل خاص می توان بلک سبث را سردمدار اين سبک و همچنين لد زپلين که گروهی راک بود با خط فکری هوی متال را نام برد .

در اين سالها گروههای «کريم» با هنر Eric clapton و گروه Jimy Hendrix اولين گروههائی بودند که به متال جنبه تجاری بخشيدند و آن را از ديسکوها به بازار فروش کشاندند .

از جمله کارهای Eric clapton می توان به Sunshine of your love , White room و Jimy Hendrix با آلبومهای Are you Experienced , Electric lady بازار را بدست گرفتند .اما تا آن سالها پيشرويان اين سبک Deep Purple,Led Zeppelin,Black sabbath بودند .

Deep purple با حضور Ritchie Blackmore , Jon lord , گروه Led Zeppelin با حضور Jimmy Page و Black Sabbath با حضور Ozzy Osbourn , Tony Iommy رقابت تنگاتنگی داشتند.

سالهای آغازين هوی متال به علت وجود پيشکسوتان اين جنبش به Classic Metal مشهور است که بدون شک بهترين و بياد ماندنی ترين کارها در همين دوره است .

از سال ۱۹۷۰ گروه Black sabbath با آلبومهای موفق Paranoid, Master of Reallity اولين آلبومهای متال را ثبت کرد که بعدها Metallica ,Nirvana که در شاخه هائی جدا فعاليت کردند خودرا پيشرو Black sabbath دانستند . در اين سالها Deep purple با هنر Jon lord در نوازندگی Keyboard که آنرا با گيتار Ritchie Blackmored مخلوط کرد و متال هنر سازهای ديگر را نيز به همگان عرضه کرد .

همچنين در اواسط دهه ۷۰ گروه KISS به علت فرم نمايشی وتئاتر گونه و نيز تکامل اجراهای زنده بوسيله نوازندگانی بزرگ از جمله Paul Stanley , Gene Simmons سهم زيادی در تکامل موسيقی متال داشت .

در اواسط دهه ۷۰ بزرگان ديگری نيز پا در اين عرصه گذاشتند از جملهAerosmith , Queen ,

Judas priest

بطوری که مشهود است اکثر گروههای متال شهرت خود را در ابتدا به عنوان گروههای راک بدست آوردند .همين عامل سبب ايجاد سبک Progressive Rock شد که گروههائی چون Genesis , Pink Floyd به خواست خودشان از اين فراتر نرفتند . اما گروههای Jetro tull, Yes , King Crismon از اين سبک به سمت هوی متال حرکت کردند که باعث ابداع تکنيک های جديد نوازندگی شد .

در اواخر دهه ۷۰ گروههای Aerosmith , Thin Lizzy,Black Sabbath به تجديد قوا و استراحت پرداختند . KISS به ناگاه دچار افت محبوبيت شد . Led Zeppelin با مرگ John Bouham نوازنده درام خود از هم پاشيد . اما در اين دوره Queen , Judas priest با قدرت به کار خود ادامه دادند . اما گروههای Rush ,Ac/Dc ,Ted nugent برخاستند و اعلام کردند هوی متلا همچنان زنده است . در اين دوره Rainbow که توسط Ritchie Blackmore , Dio تاسيس شد نيز از هم پاشيد .

همزمان با هوی متال سبک Punk که برای احيای Rock'n'Roll آمده بود نيز در حال شکل گيری بود . پانک ها نيز مخالف فاشيسم و تبعيض نژادی بودند و گاه بر ضد دولت های چپاولگر غربی می خواندند . گروههای ,bamnes , pagans ,dead boys ,misfits , Iggy pop ,MC5 Ramons,Clash,damned ,siouxsies که بارها باعث توفان در جهان شدند . اما سردمداران اينها ۳ گروه Iggy pop , ****** pistols, Ramons بودند .

در سالهای آخر دهه ۷۰ که پانک طرفدارانش را رفته رفته کمتر می ديد گروه جديدی به اسم Motorhead آغازگر سبک جديدی شد که به ۳ زير شاخه Power metal , speed Metal , Trash Metal تقسم شده است . اين گروه به دليل اينکه هواداران هوی متال وپانک را دور خود جمع کرده بود سهم عمده ای از تاريخ هوی متال را به خود اختصاص داد . سبک Hardcore از ديگر دستاوردهای Motorhead است .

هنگامی که هاردکور روز به روز به پيشرفت خود ادامه می داد موسيقی متال با رهبری Queen , Judas priest و به دنبالشان Scorpions وگروههای موج نوی هوی متال بريتانيا از جمله Diamond head , Def leppard , Iron maiden , Venom , Saxon , Raven جای خالی Black sabbath , Led zeppelin را پر کردند . Scorpions با قطعاتی از جمله Virigin Killers , Love Drive , Black out توانست هواداران زيادی را جذب کند .در اين بين Iron Maiden بار ديگر تفکر و تعقل و ايجاز را در زبان هوی متال زنده کرد . آهنگهای killers , Piece of mind شاهد اين مدعا هستند که Iron Maiden به پاکسازی ملودی ها و ريتم معتقد بودند .

آنچه مسلم است اينست که Iron maiden از گروههائی بود که برپايه موسيقی Metallica تاثير فراوان گذاشت . در اين سالها Venom با اجرای کارهای جديدش خود را بين سبکهائی که بعدها Black metal , Death metal ناميده شدند سرگردان ديد .

خلاصه سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۳ سالهای آغازين هوی متال بود .
نمادگری،بی خيالی ، طرد دنيای سياست و دنباله روی (عشرت طلبی) از مشخصه های اصلی اين سبک بود . اکثر طرفداران اين سبک جوانان ۱۸ تا ۲۴سال بودند که هوی متال راموسيقی نسل خود می دانستند .اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می کردند و با رقص ميانه خوبی نداشتند

TehranSat
03-13-08, 12:33 PM
مجموعه ای از بهترین ویدئو کلیپ ها با کیفیت های مختلف (http://www.immortalvideos.com/downloadables.htm)



:t5: :t5: :t5:


اینم جدیدترین آلبوم های موجود به صورت (http://www.torrentspy.com/directory/33/music/metal)
فایل های (http://www.torrentspy.com/directory/33/music/metal)Torrent (http://www.torrentspy.com/directory/33/music/metal)



:t5: :t5: :t5:

TehranSat
03-13-08, 12:36 PM
" چه ناچيز مي بود جاذبه دانش ، اگر بنا نبود كه در راهش بر اين همه ناداني چيره شويم "
فردريك نيچه



تاريخچه موسيقي هوي متال :


براي آغاز بحث و شناخت واقعي موسيقي و جنبشِ "هوي متال" به عقايد " نيچه " فيلسوف هستي گرا كه مي توانيم او را بزرگترين عنصر تاثير گذار بر اين جنبش بخوانيم ، اشاره مي كنيم .

نيچه بشريت را معلق در ميان "انسان" و "ابر انسان" يافت . ابر انساني كه مي بايست الگو وهدف هرانسان باشد و موجودي است متعالي كه بر ضد همه چيز قيام خواهد كرد . وي ادامه ميدهد كه بشر جامعه كنوني از كنش ها و واكنش هاي خويش مي ترسد و هميشه در واهمه است كه مبادا رفتار وي غلط باشد .اينجاست كه بشر همواره نياز به يك "راهنما" دارد .

نيچه مي گويد : آگاهي بر فاني بودن زندگي و وجود مرگ به عنوان نقطه پايان ، امري است انكار نشدني .

وي بي پروا اعلام مي كند كه مذهب و اجتماع فرقه هايي هستند كه مرگ ابدي را نفي مي كنند و از طريق ايجاد اخلاقيات تصنعي مسيري را به فرد اعطا مي كند كه با طي آن بتواند برتر از آن چيزي باشد كه ميتواند، واين چيزي نيست جز اميددهي پوچ و مصنوعي براي بهره كشي سياسي و اجتماعي .

"هوي متال" شيداي جريان "مرگ" و " نيستي " مي گردد و مستقيما شروع به رواج آن در جهان مخاطبان خويش مي كند .هوي متال با بكارگيري تفكرات نيچه با ريشه هاي اصلي رفتار شناسي و عرفان كليسايي كه بر پايه شناسايي " خوب" و" بد " و تضادهاي بين عناصر " اهريمني " و " خدايي" شكل گرفته اند مبارزه مي كند .

از ديدگاه مذاهب "مرگ" و" رنج" از عناصر " اهريمني " محسوب مي گردند و در عمق خود با اخلا قياتي كه در مذاهب و ديدگاه هاي ايده آليستي بر آنها تاكيد مي شود تضاد مي يابند . به همين دليل است كه تفكرات نيچه متضاد با تفكرات كليسايي به عنوان تفكرات "پوچ گرايانه" تلقي مي گردند ، حال آنكه بوداييان ( و آيين هاي نوتر از آن ) معتقدند كه مذهب غرب از عرفان عالي به دور است . اگر مرگ چيزي است واقعي كه با آن تمامي بصيرتهاي انسان گرفته مي شود انسان بايد چه كند كه 1- زندگي را حس كند ؟ و 2- آن را ارزشمند بداند؟ وبه همين دليل است كه انها به "بقا و تناسخ " معتقدند .

براي اولين بار در آثار دو نويسنده مدرن به نامهاي " ويليام فاكنر" و " ويليام اس. بروفس" در سالهاي قبل از 1960 و بعدها "شوپنهاور" و" هايدگر" و همچنين گفته هاي نيچه به اين نتيجه ميرسيم كه واژه هايي چون ترس، قدرت، ****** ، مرگ و ... مفاهيمي دروغين هستند كه به عنوان قراردادهاي مصنوعي از لايه هاي زيرين رفتارهاي اجتماعي برمي خيزند .موسيقي متال نيز با پرداختن به موضوعات " مرگ" و " رنج" خود را گرد تفكرات ذكر شده مي يابد و بر عقايدخويش اصرار مي ورزد .

به عبارت كوتاه هوي متال "موسيقي نارضايتي " است و اكثر اين نارضايتي سياسي است . در نگاه اول اين موسيقي فاقد اصول زيبايي شناسي است . اما با اندكي تامل در صداها و ضربات ممتد و پر تحرك اين موسيقي به راحتي مي توان دريافت كه زيبايي شناسي به حد " كمال " مورد توجه قرار گرفته است .

هوي متال با استفاده از تكنيك " پالم ميوت " كه از تكنيك هاي سبك بلوز است و با استفاده از افكت " ديستروشن" صدايي متفاوت ايجاد مي كند كه القا شدن حس خشونت به شنونده از همين جا ناشي ميشود . "هوي متال " سعي دارد با استبداد مخصوص خود در قالبي آزاد اعلام كند كه " ما مي خواهيم بگوييم كه هر فرد بصورت خود آگاه به عنوان يك پايانه حركتي و تاثير گذار در جامعه حضور پيدا كرده است وحق گزينش رفتار براي او حقي ضروري است "

در گذر از تاريخچه هوئ متال همانطور كه خواهيم ديد كج روي هاي زيادي به چشم مي خورد ، جنبش هايي كه اگر با ديدي دقيق و منصفانه به آنها بنگريم متوجه مي شويم كه جز " شعار" و " كج روي" نيست .

هوي متال هم مانند بسياري از جنبش ها در نقاطي بازيچه دست سرمايه داري و سياست هاي استعماري مي گردد و گاه مخاطبان كوته فكر و نا آگاه كه با بت سازي و تقليد مسير متال را منحرف كرده و آن را تبديل به نوعي جريان منفور مي كند . اينان توجه نمي كنند كه جنبش هوي متال بر ضد تقليد و تكرار برخاسته و به همين علت اولين چيزي كه در برخورد با يك جوان دوستدار متال به چشم مي خورد نشانه هاي تقليد كوركورانه است . همين نا آگاهي هاست كه باعث مي شود به جاي آنكه به هوي متال به عنوان وسيله اي براي " تبادل فرهنگي " ديده شود به عنوان نوعي " تهاجم فرهنگي " ديده مي شود .


موسيقي هوي متال از كجا شروع شد ؟

دوران موسيقي هوي متال را محققان و صاحب نظران اين موسيقي به چهار دسته تقسيم مي كنند :

1- دوره اول از 1968 تا 1983(دوران نماد گرايي/متال اوليه/عشرت طلبي )

2- دوره دوم از 1983 تا 1988 (دوران مصرف گرايي/متال مدرن/كاربرد گرايي )

3- دوره سوم از 1988 تا 1996 (بازگشت به عواطف/متال پست مدرن/پوچ گرايي عاطفي)

4- دوره چهارم از 1996 تا حال (اخلاق گرايي/متال سازمان يافته/تعالي گرايی)

علت اين تقسيم بندي تفاوت هايي است كه در فرم موسيقي ، طرز تفكر فلسفي، طريقه انتشار و نيز نوع برخوردي است كه با اين سبك رخ داده است .

TehranSat
03-13-08, 12:39 PM
معرفی انواع سبکهای متال



متال موسیقی نیست ، متال ایدئولوژی است. در حقیقت در تمام آهنگهای متال ، موسیقی نقش دوم را بر عهده می گیرد . آنچه مهم است ایده ای است که در پس هر آهنگ نهفته است و تبلیغ می شود .




(NIGHT METAL)



متال یک موسیقی مردانه و سفید است . به طور دقیق تر جهانی است که مردهای سفید پوست می توانند درونیات خود را ظاهر سازند . زمانی مقاله ای می خواندم درباره پیدایش موسیقی متال . نویسنده ادعا می کرد که متال ، موسیقی اعتراض و فریاد است . یا مثلا از متال برای بیان آنچه که دنیا امروزه از آن رنج می برد ، استفاده می کنند . چنین رویکردی را در خیلی از نوشته های کسانی که درباره متال مطلب می نویسند ، می بینم . این مزخرف ترین چیزی است که می توان درباره متال گفت . این مسئله نشان دهنده این است که نویسندگان آن سطور از متال هیچ نمی دانند . متال حیطه نبرد ایده های ذهنی است . متال ، موسیقی جنگ است . مارش نظامی نبردی خونین است میان خیر و شر .در سوئی اسکین هدهای مسلمان و در سوئی دیگر هد بنگرهای شیطان پرست .



متال تاریخ ندارد . زمان پیدایش ندارد . هر کسی خود می تواند آن را از زمان خود به وجود بیاورد . متال نیز از سایر مسائلی که در ذهن ساخته می شود ، جدا نیست . همانند هر ساخته ذهنی که یکسره مبتنی بر تعاریف ذهنی می شود ، متال نیز از رویکرد ذهن به آن به وجود می آید . من نام آن را نایت متال می گذارم. موسیقی خفته در گرگ و شب و خون . چنین رویکردی راه را برای رسیدن به فضای ذهنی مهیا می سازد . یعنی می توان با بهره گیری از آن ، سقوطی عمیق و ژرف به انتهای اعماق ذهنی کرد . تا عمیق ترین نقاط آن .



مسخ شدگی نهایت متال است . متال ، ستایشی از مسخ شدگی انسان است . صدای مسخ شده وسائل موسیقی ، صدای مسخ شده خوانندگان متال و صدای مسخ شدگی اشعاری که روی کاغذ می آید . شعر متال مهمترین قسمت شکل گیری آن است و و رهبری ایدئولوژیکی آن را بر عهده دارد . گستره ای از بهشت تا جهنم و از زمین تا آسمان .



شیاطین شب

پنهان در تاریکی

جائی در آسمان شرور

آناتوس، تیاتوس، سادیوس

این شیاطین هراس انگیز



آناتوس ، اهریمن مرگ . تیاتوس ، اهریمن حرص و طمع . سادیوس ، اهریمن هزار چهره . اهریمنانی که شبها ، زمانی که دروازه های آسمان به روی زمین گشوده می شود ، رو به زمینیان گسیل می شوند در حالی که فرامین شیطان بزرگ را در دست دارند .



به آناتوس ، اهریمن مرگ در دوزخ هلگرا . اهریمنی که حتی سایر اهریمنان نیز از یاد نام او بر خود می لرزند . بر توست که به سوی زمین و آدمیان روان شوی برای نابودی و مرگ . پس ارابه های خود را بر زن و مرد و پیر و جوان آنان بران تا زیر چرخهای آتشین تو ، طعم تلخ نابودی را حس کنند . بر توست که آبی آتشین بر سر آنان ریزی ، چشمهایشان را فرو بندی و بند از بندشان جدا کنی . دروازه های هلگرا را به روی فرزندان آدم بگشا تا آن زمان که بر من سجده کنند و من را بپرستند.



به تیاتوس ، اهریمن حرص و طمع در دوزخ ساگها . بدان که فرزندان آدم بسی ضعیف و ناتوانند . پس تمام وسوسه های خود را به کار گیر و بدان که وسوسه مدام ولی پنهانی از وسوسه آنی ولی آشکار ، کارسازتر است . آن وسوسه ای در آنان کارگر می افتد که گوئی خودشان ، خود را مخاطب قرار می دهند . پس با آنان آن طور به گفتگو بنشین که خودشان گفتگو می کنند و بدان که حرص و طمع مردابی است که اگر کسی در آن غوطه ور شود دیگر راه رهایی نمی یابد .



به سادیوس ، اهریمن هزار چهره در دوزخ کالن . فرود آ با خشمی عظیم که زمین و آسمان نام تو را فریاد می زنند . برای مردهای آنان به صورت زن ، و برای زنان آنان به صورت مرد ظاهر شو تا هر دم بتوانی آنان را به گناه و نیستی دعوت کنی . پس در مال و زن و فرزند آنان شریک باش و بدان که هیچ زن و مردی به هم نمی نگرند مگر آنکه تو چشمهایشان را هدف پیکان خود قرار داده ای و هیچ مرد و زنی به خلوت هم نمی روند مگر آنکه تو نفر سوم آنان باشی . پس هیچگاه آنان را رها نکن . در بیداری و خواب بر آنان بتاز . در بیداری و خواب . در بیداری و خواب . در بیداری و خواب . در بیداری و خواب .




(DARK METAL)



متال، موسیقی شب است . شب ، ال اس دی و متال . وعده دیدار در جهانهای خود ساخته ذهنی . شب و تاریکی . جهان تاریکی می آید و ذره ذره همه جا را فرا می گیرد . آرام آرام مقیم در ذهن می شود و همه چیز را نابود می کند . قسمتهای تاریک متال ، مکانهائی است که حتی برای بسیاری از گروه های متال نیز دست نیافتنی به نظر می رسد . دارک متال حیطه ای است برای کسانی که زندگی خود را وقف ایدئولوژی خود کرده اند . کسانی که از جنگ و نبرد نمی هراسند و مشتاقانه آن را صدا می زنند .



نغمه ای برایت خواهم خواند

نغمه ای که کسی از شب تیره ای می خواند

که پایان نخواهد پذیرفت

نغمه ای که کسی از ظاهر شدن علامتی عظیم

در آسمان خبر می دهد

نغمه ای که کسی از عاشقی در نیمه شبی می خواند

که ماه رنگ خون تابید



می دانی در کدام زمان تاریکی بر روشنائی غلبه می کند ؟ آن زمان که زوزه گرگی پرده سکوت شب را پاره کند ، قطره های خون از آسمان به زمین بارد و ماهی که در آسمان به رنگ خون می تابد . چنین زمانی است که در می یابی ، روشنائی کمکی به تو نخواهد کرد .



ایده غلبه تاریکی بر روشنائی ، ایده ای است که از ابتدای خلقت آدمی تا به امروز (و آینده) ساری است . عکس این ایده نیز صدق می کند . اشعه های نور که آرام آرم قلب تاریکی را پاره می سازند تا نور و روشنائی جهان را آذین بخشد . متال ، بخشی از حیطه متعلق به دین به شمار می رود . متال یک هنر دینی است به معنای متعلق به دین .



در طول تاریخ بوده اند کسانی که با توجه به اصول هنری (یا آنچه که ظاهر هنر انگاشته می شد) سعی در برانگیختن شور مذهبی و اصول دینی داشته اند . لیکن چنین رویکردی صرفا در نزد متدینین به کار گرفته نمی شد . در این میان کسانی که به ضدیت با دین نیز شهره بودند از به کار گرفتن چنین رویکردی خودداری نمی کردند و سعی داشتند پیروان خود را به آنچه که می خواستند ، رهنمون سازند . چنین حیطه ای ، حیطه متعلق به دین شمرده می شود . حیطه ای که به همان میزان که شامل متدینین به دین می باشد ، در بردارنده معتقدین به ضد دین نیز می شود . بنابراین متعلق به دین شامل دین و ضد دین است و نه غیر دین . (همانند متعلق به اخلاق که شامل اخلاقی و ضد اخلاقی است و نه غیر اخلاقی)




(DEATH METAL)



مرگ ، یگانه حقیقتی است که راه فراری از آن نیست . ایده مرگ در نزد شیطان پرستان به دو دسته بسیار عمده تقسیم می شوند . دسته اول کسانی که خودآگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجیح می دهند . دسته دوم کسانی که منکر مرگ می شوند و بر این گمانند که پرستش شیطان کفایت می کند تا او آنان را از چنگال مرگ رهائی بخشد و عمری جاودان نصب آنان گرداند . از این میان دسته اول خطرناکترند زیرا آگاهانه به جنگی نامقدس در برابر خداوند روی می آورند . جنگی که می دانند در آخر به شعله های آتش ختم می شود . آنان گناه را زینت درونی انسان تصور می کنند . به مرحله ای می رسند که دیگر گناه برای زندگی آنان از آب و نان نیز ضروری تر می شود تا درجه ای که که دیگر چیزی به جز گناه نمی بینند . گناه ، گناه ، گناه . به هر گناهی دست می زنند . زنا ، ربا ، لواط، قتل ، دروغ ، تهمت ، دزدی ، شرب خمر ، هتاکی به مقدسات و مومنین ، آزار و اذیت . ولی این زندگی چند روزه بالاخره تمام می شود .



آنهنگام که مرگ چهره می گشاید ، زمانی که دام مرگ آنان را بفریبد و زمانی که در پیش چشم روی خود منظره مرگ را ببینند هر آئینه تاسف می خورند که ای کاش زمانی دیگر بتوانند به دنیا بازگردند تا بتوانند به جای گناه ، ایمان را زینت خود قرار دهند . به خوبی می فهمند که هر آنچه کاشتند به سوی خودشان بازگردانده می شود . آدمی آنچه را درو می کند که کاشته است . از بدی چیزی به جز بدی به دست نمی آید . هر آن کس که بذر نفرت و کینه بکارد ، چیزی به جز همان نفرت و کینه برداشت نخواهد کرد . آن زمان به دست آنان همان اعمال را می دهند و این از هر عذابی بزرگتر و علیم تراست . این که آدمی را به دست اعمال خودش بسپارند زیرا هر کسی خود می داند که چکارهائی کرده است . خود به خوبی می داند که چه منجلابی از گناه و تباهی برای خود مهیا کرده است . وای از آن زمان، وای از آن زمان ، وای از آن زمان.



می روی ، سوار بر بالهای شب

از میان ابرهای آسمان

می بینی ، چیزی فضا را می شکافد

نوری که میان ابرها می رقصد

می اندیشی ، نور ستاره ای است که می درخشد

یا ماهی که نور افشانی می کند ، آسمان و زمین را

می دانی ، هیچکدام نیست

نزدیک تر برو ، آرام آرام

می شناسی ، نور تاریکی است

نشانه ای است برای مسافر شب




(BLACK METAL)



سیاهی . سیاهی . سیاهی . سیاهی . سیاهی . آنانکه در سیاهی و تاریکی آرمیده اند کسانی اند که به نظاره نشسته اند . نظاره رهگذارن خیابان تاریکی . خیابانی به امتداد تمام دنیا . از اینجا تا آنجا . گذشتن از چنین خیابانی کاری سهل است . ماندن در آن است که بسیار مشکل می ماند . آنانکه که می مانند ، خود نظاره گران رهگذران بعدی می شوند و این مسئله همیشه ادامه دارد ، ادامه دارد ، ادامه دارد .



رو به سوی تاریکی

ندائی تو را فرا می خواند

به درون بیا و بمان... برای ابد

همیشه بد ، همیشه شب... گریخته در شب



پسر نیمه شب را می شناسید ؟ بگذارید کمی درباره او توضیح بدهم . زمانی مردی که به خداوند ایمان داشت به پسر خود چنین گفت : پسرم باید به تو چیزی بگویم که برای ادامه زندگیت ضروری خواهد بود . می خواهم درباره کسی به تو بگویم که می تواند حتی از خودت هم به تو نزدیکتر شود . می تواند آنقدر دور شود که دسترسی به او مشکل گردد . می تواند آنقدر بزرگ شود که هیچ بلندائی به او نرسد . می تواند خیلی از چیزها را تغییر بدهد . وقتی از کنار نهر یا رودی می گذرد ، آن نهر یا رود به احترام او مسیر خود را تغییر می دهد . می خواهم از تو درباره پسر نیمه شب بگویم و افسونی که شبها در آسمان و زمین می دمد . هیچگاه به او نزدیک نشو ، هیچگاه به او نگاه نکن ، هیچگاه با او حرفی نزن . هر چه می گویم به خاطر بسپار و به یاد داشته باش که پسر نیمه شب ، پرستنده شب و نیرنگهای آن است . پسر نیمه شب افسونگر جنون و تباهی است و مهمتر از همه آنکه پسر نیمه شب ، یک انسان است ، یک آدمخوار.




(DOOM METAL)



زمانی کسی به من گفت : دوستی دارم که هیچ هدفی در زندگی ندارد . بیست و چند سال دارد و می خواهد در سن سی سالگی خودکشی کند . وقت خود را با خوشگذرانی کردن می گذراند . الکل مصرف می کند ، مخدر را تزریق می کند ، می کشد و می خورد و زنها . بیشتر اوقات خود را با زنها سپری می کند . خود را در الکل و زن غرق ساخته است . به من گفت : فیلم بازی (ساخته دیوید فینچر با بازی مایکل داگلاس) را دید ه ای ؟ بیا یک بازی برای او ترتیب دهیم تا او را از این حالت نجات دهیم . گفتم : فقط یک چیز می توانم بگویم ، اینکه هر وقت خواست خودکشی کند به من و تو هم اطلاع دهد تا بتوانیم برویم و خودکشی او را تماشا کنیم . البته من حتما قبل از رفتن به آنجا چیپس و نوشیدنی هم می خرم . به همین سادگی . چون فکر می کنم بیش از این ارزش ندارد .



قبول دارم . تظاهر به نابودی یکی از پیشرفته ترین انواع تظاهر است . کس دیگری از من پرسید : چه ایده ای درباره خودکشی داری ؟ گفتم: در بهترین حالت ممکن ، خودکشی ، یک راه فرار احمقانه است . من ممکن است به فکر کشتن دیگران باشم ولی هرگز به فکر کشتن خود نیستم . برگردم به همان جوانکی که می خواست در سی سالگی خودکشی کند . می دانید، مهمترین مسئله ای که هم او ، هم من ، هم شما و هم همه باید بدانند این است که بود یا نبود یک نفر ، یا دو نفر یا اساسا همه ، ذره ای در جهان اهمیتی ندارد . اگر همین فردا تمام آدمیان روی زمین از میان بروند ، ذره ای اهمیت ندارد حالا دیگر چه برسد به یک جوانک بیست و چند ساله . چرا اهمیتی ندارد ؟ چون آنقدر کوچک و حقیر است که دیده نمی شود . (این مسئله در مورد من هم صدق می کند) بعضی ها فکر می کنند بود یا نبود آنها آنقدر مهم است که دیگران باید وقت خود را صرف پیدا کردن راه حل برای آنها یا دیگران تلف کنند . نه ، به عقیده من تحت هیچ شرایطی ، هیچ انسانی (منظورم کسانی است که می خواهند از این دنیا بروند) ارزش چنین هدر دادن وقتی را ندارند . تازه خیلی هم مسخره است . می دانید چرا ؟ زیرا اگر آن جوانک در سی سالگی هم خودکشی نکند ، معلوم نیست چند سال بعد ، خود به خود از این دنیا خواهد رفت . بنابراین کار مسخره ای است که ما خودمان رفتنمان را از این دنیا جلو بیاندازیم . جمله کلیدی این است : زندگی آنقدر کوتاه است که ما خودمان نباید آن را کوتاه تر کنیم .



نابودی ، حربه شیطانی است . شیطان خواستار نابودی انسان است . اولین گناه ، غرور و تکبر و خودبزرگ بینی است . شیطان خود را بزرگ و انسان را پست دانست و حالا عزم خود را بر آن داشته است که نسل آدمی را از میان بردارد . مسخره است که بعضی از ما (یعنی آدمها) به او کمک می کنیم تا زودتر نسلمان را از صفحه گیتی پاک کند . این مسئله نیز همانند تمام مسائل موجود در زندگی امروزه ، کثیف ، مسخره ، پوچ و بیهوده است یا حداقل من اینطور فکر می کنم .





(Speed Meal)



اسپيد متال يا متال سريع مخلوتی بود از سبکهای هوی متال وگلم راک وپانک که گروهای راک شهر لس آنجلس توی کلوبهای زيرزمينی خودشون ميزدن.
تفاوت اين سبک با بقيه ، همينطور که از اسمش هم معلومه، اين بود که سرعت اجرای گيتار و جاز و کل آهنگ خيلی سريعه. در نتيجه کسانيکه اين سبک رو ميزدند يا ميزنن بايد نوازنده های ماهری باشن.









شعرهايی هم که اين گروه ها می خونن درباره ترس ، وحشت ، جنگ و آخرت و جهنمه.
اسپيد متال با اينکه در اواسط دهه ۸۰ شروع شد ولی تا امروز هنوز به عنوان يکی از سبکهای پر فروش وپر طرفدارموسيقی راک بحساب مياد.
راستشو بخواين اکثر گروهای اين سبک در ده ۹۰ مشهور شدن واز حالت زيرزمينی بيرون اومدن.
در اوايل، همه اين گروه ها موهای بلن، د شلوارهای تنگ و کت چرم يا جين داشتن. ولی الآن بعضی از اونا مثل گروه Metallica موهای کوتاه و قيافه معمولی دارن. در عوض گروه Sepultura خودشونو خيلی وحشتناک درست ميکنن.
گروه های اصلی اسپيد متال : Metallica Megadeth Slayer Anthrax Sepultura


متال موسیقی نابودی است . آنها را بوسیله سلاح خودشان نابود می کنیم . ( یعنی من و اسکین هدهای مسلمان ) و این شعار همیشگی می ماند :
WE WILL ROCK YOU , WE WILL ******** YOU , WE WILL KILL YOU

TehranSat
03-13-08, 12:41 PM
http://www.metalkings.ru/impaled-nazarene/impnaz-main.jpg


در بین گونه‌های متنوع موسیقی تنها گونه‌ای که منتقدان بسیاری جلوش می‌ایستند و عقیده‌ی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی می‌گذارد و انسان‌ها را به جنون‌های آنی ، ناهنجاری‌های روانی و نهایتا خودکشی می‌کشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونه‌های خشن‌تر ِ موسیقی ِ راک است.


به موسیقی متال لقب موسیقی ِ روان‌خراش داده‌اند ! تازه این نهایت لطفشان به این گونه موسیقی است . چون هستند کسانی که اصلا متال را موسیقی نمی‌دانند و به کل موسیقی ِ راک ( که متال یکی از زیر شاخه های آن است ) سر و صدا می‌گویند.


روان‌خراش بودن ِ موسیقی متال گرچه مقدار زیادی به سلیقه و عادت‌های گوش ِ شنونده برمی‌گردد اما چندان هم لقب بی‌مسمایی نیست ! ریف‌های سرد و کوبنده‌ی گیتار بیس ، جیغ‌های بنفش گیتار الکتریک همراه با فریادهای هولناک ِ خواننده و درامز ِ متنوع و سرعتی ِ این نوع موسیقی که بیشتر از هرچیز حسی از بدویت به شنونده القا می‌کند و ده‌ها ویژگی ِ منحصر‌بفرد ِ متال باعث شده که هرکسی نتواند این موسیقی را حتی برای ثانیه‌هایی تاب بیاورد !
کاریش هم نمی‌شود کرد ! متال اینطور است ! خشن ، پیچیده ، سیاه و معترض ! اگر جز این باشد متال نیست !


تاثیرات موسیقی متال( البته به تنهایی و بدون کمک ِ مخدرهای روان‌گردان! ) مخصوصا بر قشر جوان آنچنان شدید است که می توان گفت هرجا که یک متال باز وجود دارد حداقل یک نفر دیگر هم هست که با وحشت و انزجار به کل ماجرا نگاه کند و به هر وسیله که شده سعی کند او را از این « دیوانه‌بازی‌ها » برهاند ؛ که قسمتی از این دیوانه‌بازی‌ها به ویژه در کشور ایران و در بین جوانان ایرانی به دلیل این است که جوانان ایرانی نیز مانند بزرگان ِ این مملکت بیشتر بدنبال ِ هیاهو و جار و جنجال‌های حاشیه‌ای ِ هر چیز هستند تا متن آن .


و البته باید این مهم را در نظر گرفت که موانع متعددی که مقابل موسیقی متال مخصوصا در کشور ماایران وجود دارد این موسیقی را مطرح تر می کند و به مسائل تنشزا و تاثیرات نابهنجار ِ آن دامن می‌زند .
مثلا این حرف شاید بظاهر مسخره باشد که موانع ِ گوش کردن و لذت بردن از این نوع موسیقی بسیار بیشتر باعث روان خراشی ِ جوانان ِ ایرانی ِ متال باز است تا خود ِ موسیقی متال !! از طرف دیگر جوانی که از متال نفی می‌شود ممکن است برود آنچنان خودش را در این موسیقی حبس کند که بالاخره دیستورشن‌ها و ریف‌های خشن متال بزنند اعصاب مرکزی و سپس جان عزیزش را درب و داغان کنند ! چون بهرحال همه‌ی ما می‌دانیم که زیاده‌روی در هر کاری باعث ضرر است ! مثلا اگر یکهو بنشینی به مقدار ِ زیاد ماست یا آلبالو ببلعی ، غول هم که باشی سردی‌ات می‌کند و به تهوع دچار می‌شوی !


منتقدان این موسیقی می‌گویند موسیقی متال باعث ناهنجاری‌های روانی ، اجتماعی و خودکشی قشر جوان می‌شود . اما توجه نمی‌کنند که نه موسیقی و نه هیچ هنر و نه هیچ چیز دیگری بجز آفریننده‌ی ما نمی‌تواند چیزی را از «هیچ» خلق کند ! همانطور که مطالعه‌ی آثار صادق هدایت یا یک فیلسوف ِ نیهیلیست هر کسی را به خودکشی نمی‌رساند موسیقی متال نیز هیچ جوان نرمال و درست و حسابی را به مواد مخدر یا خودکشی متمایل نمی‌کند . این جوان ِ مادرمُرده ای(!) که همراه موسیقی متال به مواد مخدر یا قرص‌های روان گردان یا خودکشی روی می‌آورد حتما یک مرگیش بوده که اولا از بین اینهمه موسیقی ِ متعارف و الکی‌خوش رفته خفن‌ترینشان را انتخاب کرده و ثانیا خودش را توش اینطور دارد خفه می‌کند . موسیقی تشدید‌کننده‌ی احساسات انسان است اما آن‌ها را از هیچ بوجود نمی‌آور د! اگر یک جوان متعارف از موسیقی متال بدش بیاید خب کنارش می‌گذارد و موسیقی متعارفی گوش می‌کند . پس اگر بشدت اذیتش می‌کند اما کنارش نمی‌گذارد و اگر از این موسیقی استفاده‌ی درست نمی‌کند نباید به متال ایراد گرفت ؛ کار از جای دیگری می‌لنگد .


شعر نیز در موسیقی متال نیمی از تاثیرگذاری را به عهده دارند و چه بسا تمرکز زیاد روی اشعار پوچ‌گرایانه‌ی برخی از گروه‌ها خطرناک باشد . البته اگر شنونده به آنچه که خواننده می خواند اهمیت بدهد ! ( که معمولا در ایران اینطور نیست ! خنده‌دار نیست که در ایران جوانان ِ بسیاری از موسیقی بدون کلام بیزارند و در عین‌حال توجهی به اشعار خوانده شده در موسیقی ندارند ؟! مثلا برای خیلی‌هاشان فرقی نمی‌کند معر(!) مزخرف: « خیلی خونسردی !/ دیوونه‌م کردی ! » و شعر ساده و زیبای: « اگه یه روز بری سفر/ بری ز پیشم بی‌خبر » ! انگار که فقط باید یک‌نفر باشد که وسط موسیقی عر بزند !... زدم به جاده خاکی انگار ! )


اشعار در موسیقی متال با اعتراض به ناهنجاری‌های سیاسی ، نژادی ، خانوادگی و غیره همراه است و اشعار عاشقانه جایی ندارند و یا ناخودآگاه به ضد عاشقانه‌هایی بسیار تلخ و نومید‌کننده و کنایه‌آمیز تبدیل می‌شوند . البته نباید پنداشت که این موسیقی بجز ناامیدی و سیاهی چیزی برای عرضه به مخاطب خود ندارد ! متال به همان اندازه که ناامید می‌کند به همان اندازه هم به فکر هم وامی‌دارد و امید می‌دهد . موسیقی متال می‌کوشد اشتباهات جمعی و فردی را با غلوی که ویژگی موسیقی متال، چه در موسیقی و چه در اشعار است به انسان‌ها گوشزد کند و آنها را از خواب غفلت بیدار کند .


بیشتر اشعاری که هم‌اکنون در گروه های متالِ دنیای غرب خوانده می‌شود گاه درباره‌ی سیاستمداران فریبکار ، گاه درباره‌ی مذهب ِریاکارانه و گاه نیز در مورد اشتباهات و غفلت‌های انسان ِ خوشگذران و هوا و هوسی ست . که باز هم صد البته نباید با این حرف که این‌ها فقط ، مشکلات ِدنیای غرب است از چنگ این موسیقی فرار کرد ! چه بسا این مشکلات در ما بیشتر از غربی‌ها باشد ! به این قسمت از شعر Inner self « خویش ِدرون » از گروه برزیلی ِسپولترا توجه کنید :

Walking these dirty streets
With hate in my mind
Feeling the scorn of the world
I wont follow your rules
Blame and lies, contradicitions arise

Nonconformity in my inner self
I only guide my inner self

این اشعار حدیث ِنفس ِچند نفر از جوانان ِسرگردان ایرانی است ؟...
تمرکز روی موضوعات آزاردهنده و تفکربرانگیز پایه و اساس ِاشعار متال است . و این را هم گفتیم که زیاده روی در هر موضوعی مضر است . پس تمرکز در این اشعار که از موضوعات سنگین و سیاه آکنده‌اند می‌تواند بخصوص انسان‌های حساس را حساس‌تر کند و گاه نیز آن‌ها را به سوی مأمنی برای تسکین ِحساسیتشان بکشاند . این مأمن می تواند مذهب و معنویت و محبت و مهربانی به اطرافیان و تلاش برای رفع ِاشکالات ِدنیا باشد و یا مواد مخدر ، الکل یا خودویرانگری و خودکشی ! انتخابش دیگر با اوست !
بهرحال من فکر می‌کنم نباید عالم ِزیبای موسیقی را هم مانند ِسیاستمان به این آسانی جناح‌بندی کنیم و نقایص پیدا و پنهان ِمادی و معنوی ِجامعه مان را ساده انگارانه به گردن ِهنر موسیقی بیاندازیم .